9

باک اسکین دره گود و ​​باریک - هذیان

بعد از جشن شکرگزاری، Amji، که Yoshi، گرگ، استیو، سارا، جوی و من برای یکی دیگر از ماجراهای ما در زمان خاموش. ما قرار بود به تلاش برای پیاده روی طولانی ترین دره عمیق و باریک در جهان اسلات (~ 43 مایل فوق العاده بلند) از باک اسکین دره گود و باریک (و یا به جای سیم عبور) به فری لی. ما را در مرز بین یوتا و آریزونا پس از رانندگی ساعت را به شب و مرور جاده خاکی پر از سوراخ است که gashes و نیاز به زمان پاسخ از یک خلبان جنگنده به حرکت وارد شدند.

ما در اطراف 1:00 در صبح راه اندازی چادر ما و در نظر گرفته شده برای به خواب رفتن. پیش بینی پیش بینی کرد که آن را به 30 درجه که شب. همه از کیسه خواب ما به حدود 25 درجه امتیاز شد تا ما فکر می کنیم خوب است. آسمان شب تماشایی بود! من را خسته نکنید راه اندازی یک چادر چون من می خواستم برای دیدن ستاره ها. من را به کیسه خواب من کردم اما مشکل گرم بود. من در آنجا ماند تا تماشای ستاره و سعی به استفاده از اصطکاک را به نگه داشتن انگشتان من یخ بزنند. این بود تمام موثر نیست. معلوم است که آن 10 درجه است که شب بود!

که Yoshi، گرگ و من اردوگاه را زود به رها کردن یک ماشین را در فری لی را ترک کرد. گرگ همراه برای سوار شدن آمد، زیرا پای خود انجماد و او تا به حال به خواب کاهش یافته و در عین حال هم نمی. آن زمان ما سه ساعت به رها کردن ماشین و آن را به ابتدای مسیر. هنگامی که ما به بقیه خدمه ما بازگشت فقط آماده بودند. پیاده روی یکی از مسیرهای پیاده روی زیبا ترین روی زمین است. من آن را قبل انجام داده ام و من واقعا به دنبال به جلو به روز دوم - که در آن چشمه از جت باک اسکین دره گود و باریک آب آشامیدنی سالم سمت راست از دیوار دره عمیق و باریک.

ما تامین اضافی ارمغان آورد و من حتی یک پل موقت نظامی زدن تورم به دلیل در روز دوم دره عمیق و باریک اجرا می شود به دره عمیق و باریک پریا است، که با یک جریان ثابت از آب دور کمر عمیق تمیز پر شده است. ما در نظر گرفته شده به فشار آن را کمی با وزن در روز اول و شناور در دنده سنگین ما در بقیه از سفر. استیو یک آشپز است و او همه نوع از وعده های غذایی بزرگ برای ما آماده کرده بود - از جمله استیک، mmmmmmmm.

ما به بررسی هر یک از خم به عنوان روز ادامه داد و در اوایل بعد از ظهر ما را به یک نجیب زاده که در راه او بود تماس بود. او به ما هشدار داده بود که یک بخش از دیوار وجود دارد به دیوار های پیش رو گل که ما نمی تواند از طریق بدون فقط رفتن را از طریق آن عبور کند. ما امیدوار بودیم که این زمان از سال به ما کمک خواهد اجتناب از هر یک از این مناطق گل آلود، اما ما قصد ندارند اجازه یک زن و شوهر از نقاط گل آلود ما را متوقف بود. بنابراین ما در فشرده شده است. هنگامی که ما به نقطه ای گل آلود من کفش من در زمان خاموش آمد، تحت فشار قرار دادند از طریق آن، بسته من کاهش یافته است و پس از آن آمد به کشتی و خدمه بر روی شانه های من.

طرح من کار نمی کند که من در نظر گرفته شده بود. من در رفت که Yoshi در سراسر، بسته، سارا، و پس از آن بسته خود را، اما در آن زمان من در مرحله دوم هیپوترمی بود. تمام بدن من بدون کنترل تکان دادن انگشتان پا شد و من من در برخی از سنگ های تیز قطع کرده است. بچه ها حال به دفاع از خود. همه آنها را از طریق سرد مانند شانزه تحت فشار قرار دادند. سپس ما در زمان استراحت به تمیز کردن و گرم خودمان را بالا. ما متوقف به خوردن ناهار واقعا دیر و پس از آغاز حرکت دوباره.

به عنوان غروب من توجه داشته باشید که چگونه خسته من بود، برد. من تا به حال بیدار این طولانی برای سال قطعا نه در یک روز است که مورد نیاز پیاده روی بدون توقف در آنجا ماند نیست. این در حال حاضر شروع شده بود به اندازه کافی سرد که ما نمی تواند متوقف کردن حرکت بدون گرفتن ناراحت کننده باشد. سپس ما به یکی دیگر از نقطه گل آلود آمد. این یکی بسیار طولانی بود. در واقع، ما یک درخت است که از بالا در مورد 10 دقیقه پیاده روی تماس کاهش یافته بود دیده بود. بنابراین همه بچه ها راه می رفت و برگشت درخت بر روی شانه های ما کشید و سپس آن را بر منطقه گل آلود انداخت. همه اما استیو آن را بیش از بدون گرفتن گل آلود. ما در نگهداری می شود.

ما در حال حاضر با چراغ جلو چراغ راه رفتن شد، چرا که در اعماق این دره عمیق و باریک competely تاریک بود. پس از آن ما دیگر منطقه گل آلود کرد. ما تصمیم گرفتیم برای فقط سخت آن را و به دنبال آن. بنابراین ما در جوراب neopryne ما قرار داده است و به سرعت کشف کردند که ما تا به حال گذشتن از گل بدون کفش، در غیر این صورت ما آنها را از دست بدهند. گل پس از گل پس از گل یخ زده. یخ شکست در تنیس ما، و سد گل مدفوع بیش از چپ که دره عمیق و باریک پایین شسته بود. امید هدایت ما این بود که زمانی که ما رودخانه پریا ما می تواند تمیز کردن رسیده، پس از آن یک شام خوب گرم با اجاق ما را، و سپس به کیسه خواب ما را دریافت کنید و گرم کردن (ما تا به حال گرم دست و پا جداول بخار کنار گذاشته برای این بخش مجموعه ای) .

Delerium به و خستگی شده و به مجموعه در. گرگ تلاش برای شروع یک شورش و گفت که او رفتن بود که او را دیدم یک گذاشت با یک بخش از دیوار به دیوار گل از عمق ناشناخته در طرف دیگر. من گفتم: من آن را امتحان کنید و اگر آن خیلی بد نیست پس از آن ما می توانید نگه دارید. او به این توافق رسیدند. این تنها زانو عمیق بود. گل و لای در نهایت اجازه دهید تا و ما برای 2 ساعت دیگر پیاده. پس از آن گل و لای دوباره آغاز شده است. در ساعت 11:30 آن را 10 درجه، و یا به عنوان در مورد Amji در لباس زیر خود را، تحت پوشش در گل و لای تقریبا تا کمر ما، در پشت ما خسته از 85 پوند، تشنه بود، همه ما در شورت ما، نورد شلوار، لباس شنا و آماده برای شام. پایان هنوز هم بود در چشم نیست.

پس از آن ما به رها کردن - جایی که ما تا به حال به صعود با طناب. تنها مشکل این بود که در طرف دیگر از این لبه دریاچه گل ما انتظار - که عمیق است که آن را به ما نیاز به بسته های ما را و شنا آنها را در سراسر بود. گروه devestated شد. ما تقریبا در محل اتصال با رودخانه پریا که در آن آب پاک ما انتظار بودند و در حال حاضر ما در حال به سر به عقب. ما نمی تواند در کیسه خواب ما مثل این خواب، ما نمی تواند هنوز هم برای بیش از 30 ثانیه بدون انجماد نگه دارید. تنها انتخاب ما بود به سر به عقب، در طول شب، از طریق همه چاله گل!

ما به دو گروه آغاز شد، nonessentials ریخته و شروع به تماس به سرعت به عنوان ما می تواند، به این امید که ما به پایان برسد قبل از ما پایان ما رسیده است. Amji، Yoshi و من در گروه تماس بود. کفش های جدید من یک اندازه به بزرگ بود و با گل و لای ثابت آنها از طرف لغزش شد به سمت با هر مرحله. این غیر ممکن بود به راه رفتن سریع است. ما تصمیم گرفتیم استراتژی ما این بود که به مدت 20 دقیقه راه رفتن و پس از یک استراحت 3 دقیقه طول می کشد. و بیش از بیش ما خودمان انتظار که برای شکستن بعدی را تشویق کرد. در شکستن سوم همه ما را بر روی فضایی که وزن بسته ما را شانه های ما برداشته و فورا همه ما خواب بودند نشست. سرما رو به که Yoshi اول و او بیدار شد و ما را زنده کرد. ما نمی توانستم باور است که همه ما در مرحله رویاهای فورا رسیده بود.

ما فشار در و هنگامی که خورشید بالا آمد ما شروع توهم. ما مردم را دیدم که نمی شد وجود دارد، من سنجاقک قرمز بزرگ بازی با یکدیگر را دیدم. Amji بازوی من و گفت: "ما نیاز به نگه داشتن راه رفتن." من سعی کردم به او که من راه رفتن به اما پس از آن متوجه شدم که من بود. که Yoshi شد از دست دادن همه احساس و نیاز به حرکت سریع تر به گرم بدن او را تا. او از ما جلوتر رفت و به پایان رسید تا از دست رفته تنها به نوبه خود در دنباله. هنگامی که Amji و من آن را به خروج از آن نقطه بود را بر ما، که Yoshi از دست رفته بود، و سوار نجات ما (تیم اول) وجود دارد که به ما انتخاب کنید تا. ما، موجودی، مواد باقی مانده ما کاهش یافته و یک برنامه را پیدا یوشی مستوجب. او پیش فشرده شده بود و پس از آن متوجه شدم که او از دست رفته به نوبه خود. او برگشت و دوباره از دست رفته به نوبه خود و تمام راه را به جایی که ما در اصل جدا راه می رفت. سپس او تبدیل به اطراف دوباره و این بار پیدا شده است به نوبه خود خروج. او کل بسته خود را کاهش یافته بود و با تمام انرژی خود را آخرین تلاش کرد تا آن را از. ما همه بسیار خوشحالم که با هم می کرد.

سپس ما منتظر و در ادامه به یخ. همه احساس پای من بیش از ده ساعت پیش در این نقطه را ترک کرده بودند. پس از دو ساعت یک کامیون سوار از طریق و ما را به راننده ما را به نزدیکترین شهر التماس. ما مثل ما در گه پوشیده شده بود، و از لحاظ فنی ما بود. او سعی کرد به ادب در مورد بوی ما، قرار پتو پایین بیش از کرسی های خود را، و ما را به سمت جاده آسفالت راند. همانطور که ما آن را به جاده ساخته شده ما شاهد سارا رانندگی ماشین من به سمت ما. ما خوشحال به نهایت پیدا کردن که هر کس امن بود.

این هتل بهترین من تا به حال بود. آب بی پایان گرم را در حمام. تخت نرم. گرم! واقعا به ما کمک کرد دید از لذت های ساده در زندگی یک راه کاملا جدید! زندگی شگفت انگیز است.


نظرات (9)

لینک مطلب | نظرات خوراک RSS

  1. Amjith می گوید:

    با تشکر از شما برای گرفتن وقت به سند این ماجراجویی به یاد ماندنی.

  2. جوی می گوید:

    بله! با تشکر از شما برای مستند سازی این ماجراجویی - نمی تواند برای آوریل صبر - قول می دهم همه ما با هم بمانند این :-)

  3. مقاله خوب، با تشکر. من امضا تا خروجی RSS خود را!

  4. بیل Westerhoff می گوید:

    من شما بچه خوشحالم ساخته شده آن را امن است، اما وای شما واقعا صدا بد برای سفر آماده شده است. ما از کوتاه سیم عبور به کاخ سفید در هر سال در اکتبر یا نوامبر و با تمام چالش هایی که شما شرح پرداخته است. برای ثبت، اکثریت از بوی از مواد اولیه آلی (گیاهان، و غیره) متلاشی شدن است. هر چند شما ساخته شده یک انتخاب بسیار عاقلانه به پشت در سقوط سنگ، راه های مختلفی برای گذشته است که و هر چند در پاییز گذشته را ترک کاملا یک برکه وجود دارد که شما توصیف، اگر شما صعود از طریق مراحل Moki از گرفتن (سمت چپ به دنبال پایین وجود دارد دره عمیق و باریک) آن را کاملا خشک بود. آن رودخانه پریا که واقعا شما را به آزمون بوده است. آن در سال گذشته بسیار عمیق و دردناک آن زمان بود.

    یکی دیگر از گزارش سفر منجمدhttp://​www​.climb​-utah​.com/​E​s​c​a​l​a​n​t​e​/​b​u​c​k​s​k​i​n​i​c​e​.​htm

  5. امی می گوید:

    با تشکر از شما برای گرفتن وقت به سند این ماجراجویی به یاد ماندنی.

  6. پل می گوید:

    من شما بچه خوشحالم ساخته شده آن را امن است، اما وای شما واقعا صدا بد برای سفر آماده شده است. ما از کوتاه سیم عبور به کاخ سفید در هر سال در اکتبر یا نوامبر و با تمام چالش هایی که شما شرح پرداخته است. برای ثبت، اکثریت از بوی از مواد اولیه آلی (گیاهان، و غیره) متلاشی شدن است. هر چند شما ساخته شده یک انتخاب بسیار عاقلانه به پشت در سقوط سنگ، راه های مختلفی برای گذشته است که و هر چند در پاییز گذشته را ترک کاملا یک برکه وجود دارد که شما توصیف، اگر شما صعود از طریق مراحل Moki از گرفتن (سمت چپ به دنبال پایین وجود دارد دره عمیق و باریک) آن را کاملا خشک بود. آن رودخانه پریا که واقعا شما را به آزمون بوده است. آن در سال گذشته بسیار عمیق و دردناک آن زمان بود.

    یکی دیگر از گزارش سفر منجمدhttp://​www​.climb​-utah​.com/​E​s​c​a​l​a​n​t​e​/​b​u​c​k​s​k​i​n​i​c​e​.​htm

  7. ES می گوید:

    رفتن در ماه ژانویه به نظر می رسد واقعا بیمار آگاه است. داستان خوبی بود پس از آن شاید، اما یک ماجراجویی پر مخاطره، مگر اینکه آن چیزی است که شما در نظر گرفته شده. ما در 2010 سپتامبر 26 رفت و آب صفر یا گل در هر نقطه در دره عمیق و باریک وجود دارد، صرفه جویی چند استخر کوچک مچ پا عمیق به عنوان ما نزدیک پریا. این همه در زمان.

    • ژئو می گوید:

      خب، آنها در واقع در ماه نوامبر رفت، اما نقطه نظر خود را همچنان معتبر است ...

پاسخ دهید لغو پاسخ




اگر می خواهید یک عکس برای نشان دادن نظر خود، به یک آواتار.