8

اتاق را برای خدا در یک جهان کوانتیزه وجود دارد؟

اثبات قرار برای وجود یک خداباور خدا (0NE که عمدا ایجاد جهان است علاقه خاص در انسان و) است که به موفقیت چشمگیری در طول سال را شکست داد. به سادگی وجود ندارد، اثبات، و یا در غیر این صورت منطقی، برای وجود چنین خدایی است. واقعیت این است که قوی ترین برهان تا به حال در حمایت از وجود چنین خدا هستند بدیهی آسان از طریق و شکست را ببینید در حداقل بسیار تقویت استدلال شکاکان.

در نهایت عدم وجود یک خدای مکتب خداباوری یک چیز بسیار مثبت است. ایمان به یک خدای مکتب خداباوری است بیشتر مسئول برای انسان زدایی بشریت بیش از هر چوب زیر بغل تاریخی دیگر بوده است. آن بیماران روانی و افراد گرسنه قدرت، سلاح های که تبدیل شدن آنها به قادر به کنترل توده ها و در اثر آنها را به محدود کردن تمایلات طبیعی خود مهربان داده شده است. نوع ایمان است که می پرسد شما را به حالت تعلیق شک و تردید و حس کنجکاوی خود را است، و شده است هرگز، چیز خوبی است. ایمان کور ممکن است به عنوان یک مفید توسط کسانی که ایستادگی برای متراکم کردن و یا در قدرت بماند با تولید پیروان ترویج شده است، اما ترویج آن چیزی بیش از یک دروغ هدف گرا که مانع از کنجکاوی طبیعی از آن که برای آن قرار می گیرند، به جای تشویق آنها به تعجب و کشف افق های جدید است.

برای به دست آوردن یک احساس برای همه جا حاضر این دستکاری این است که ما نیاز به هیچ بیشتر از خود سنت آگوستین که گفت:

"نوع دیگری از وسوسه، حتی بیشتر مملو از خطر وجود دارد. این بیماری از روی کنجکاوی است. این است که این است که به ما می راند را امتحان کنید و کشف اسرار طبیعت، آن اسرار که فراتر از درک ما، که می تواند ما فایده چیزی که انسان باید خواهید به یاد بگیرند. "

سنت آگوستین

و یا ما می توانیم به این جهان درخواست تجدید نظر:

"دلیل باید در تمام مسیحیان نابود شده است."

مارتین لوتر

آیا این به معنای دانش علمی ما هیچ جایی برای هر نوع از خدا؟ اگر نقشه یازده بعدی از فضای تئوری کوانتومی نقشه دقیق از واقعیت فیزیکی است که در واقع، پس از آن هر اتاق به سمت چپ برای خدا وجود دارد؟ خب، اگر ما در حال صحبت کردن در مورد خدا در معنای خداباورانه و یا deistic پس از آن پاسخ بدون چشمگیر است. QST ساخت و ساز به طور کامل قطعی است. به تصویر می کشد یک فراکتال کامل است که به بی نهایت افزایش گستره و وضوح همچنان ادامه دارد. این برگ اتاق را برای یک برنامه ریز و یا سازمان، در واقع، آن نشان می دهد که ساختار جهان در نتیجه فرآیندهای پدیده، که به صراحت نیاز به عدم وجود یک برنامه ریز مرکزی است. آن را به ما حمل فراتر از رده خارج و ناقص (ممکن است ما می گویند خطرناک) مفهوم نظریه فضای خداباور و یا deistic خدا، اما کوانتومی نیز در مفهوم مختلف روشهایی "خدا." این به ما طول می کشد تا درب بسیار خدا انیشتین. انیشتین در یک خدای مکتب خداباوری و یا deistic باور نمی کند. در عوض او به یک "دین کیهانی" که در آن "خدا" است چه زمانی آشکار میشود که ما مشترک "بلند گوشه ای از حجاب بزرگ است." این است که با استقبال کنجکاوی طبیعی ما و به طور فعال در تلاش علمی شرکت انجام می شود. غلبه بر یکی از تصورات غلط ما به یک، و یادگیری چگونه به درک طبیعت به عنوان آن را واقعا است. از طریق این ما در تماس با ما تبدیل به "بی اهمیت با شکوه است."

نظریه کوانتومی فضای کشش در گوشه ای از حجاب که بزرگ و ذهن ما باز می شود به ابعاد که همواره از ما پنهان است. ما طول می کشد چهره به چهره با خدا انیشتین و به ما می دهد فرصتی برای شروع یک مکالمه کاملا جدید است.

نظرات (8)

لینک مطلب | نظرات خوراک RSS

  1. جیک می گوید:

    "این است که تنها ایمان است که ارائه می دهد درک عظمت و عزت فردی انسان و از اهمیت تعیین کننده آن نیست. دلیل طبیعی، بیش از حد، می تواند به آن دسترسی دارند، از آن قادر به تشخیص حق از باطل خوب از بد است، و آزادی به عنوان شرط اساسی وجود انسان به رسمیت می شناسد. "

    -Pope JPII

    زیرا ما نمی توانیم "اثبات" هر چیزی که ما می توانید ایمان از یک پورتال ممکن است به حقیقت بهانه ای نیست. علم اما ایمان در حواس ما چیست؟ به عنوان فیزیکدان قانون طبیعی می یابد به ارزش تمرکز بر روی هدف تا من به ارزش تمرکز خود من است. جبر است بدون هدف.

    این مقاله اینگونه جلوه رویکرد مبتنی بر ایمان جستجو برای حقیقت به عنوان عدم تحمل و جدا از علم / منطق است.

    سنت آلبرتوس ماگنوس 1206-1280:

    "به دلیل اینکه هیچ تضاد اساسی بین یک دلیل است که، در انطباق با طبیعت خاص خود را دارد که می آید از خدا، به حقیقت بشود و واجد شرایط به دانستن حقیقت، و ایمان، که اشاره به منبع الهی همان از همه حقیقت است. تأیید ایمان، در واقع، حقوق مشخص دلیل طبیعی است. "

    curch کاتولیک به طور خاص دارای سابقه ای طولانی از پیشگام علم و تشویق به کشف حقیقت از طریق کشف طبیعی، و دلیل دینی است. اگر خدا طبیعت ایجاد پس از آن کشف طبیعت کشف خدا. مانند هر سازمان، فراوان هستند افرادی که می گویند تمام انواع چیزهای اما سیاست رسمی کلیسا خود را هرگز ضد علم وجود داشته است.

    QST است بسیار جالب توجه است، آشکار و ارزش تلاش ذهنی ما. با تشکر از شما برای تاد ارائه آن به گونه ای است که حتی یک شخص غیرحرفه مثل خودم می توانید اصول آن را درک. متاسفانه این هر کنجکاوی در طبیعت خود را پر کنید و بدون توجه به تعداد قوانین فیزیکی پیدا کنیم و با درک ما همزمان شود، اگر طبیعت ما برآورده نشده است ارزش کمی در محیط اطراف ما وجود دارد را ترک کرد. در حالی که من یک فرد وفادار در هر حس نمی کنم من یک فرد امیدوار است که می بیند بیرون و به سمت داخل به عنوان با ارزش را به جستجوی انسان برای حقیقت است.

    وب سایت بسیار جذاب BTW

    • ژئو می گوید:

      باشه. من می توانم شما برخی از آنچه به شما می گویند به من بدهید.
      وقتی که همیشه من یک کلاس مقدماتی در فلسفه آموزش من بسیار روشن است که هر فرد، دانشمند، بیخدا، هر، لزوما باید حداقل یک قطعه کوچک از ایمان داشته است. این ایمان، شما را به درستی اشاره می کنند، اجازه می دهد تا ما را به در حواس ما باور با وجود این واقعیت قریب به اتفاق که ما نمی توانیم در یک راه دقیق اثبات صحت آنها. این مقدار حداقل از ایمان ما اجازه می دهد به سادگی به در جهان خارج اعتقاد دارند. این بسیار متفاوت است هر چند از نوع ایمان یک فرد است که در پیر مرد در نوع آسمان خدا معتقد است.
      من فکر می کنم منصفانه است که بگوییم رکورد کلیسای کاتولیک در نظارت علمی و تحمل تضاد است به حداقل می گویند. اجازه بدهید به ما انکار اجباری گالیله به عنوان یک مثال نخست را فراموش نکنید. کلیسا بازی می کند "خوب" با علم زمانی که آن را هیچ انتخاب دیگری جز به انجام این کار. عقلانیت است توسط مدافعان به عنوان یک هدیه ارزشمند از خدا تبلیغ، اما پس از به عنوان یک ابزار شیطان توسط کمتر مترقی را محکوم کرد. سیاست رسمی کلیسا، برای بسیاری از تاریخ آن، شده است حداقل خصمانه با علوم و نظریه بزرگ خود را، آنهایی که نشان تضاد تعصبات لازم کلیسا.
      من فکر می کنم مهم است که به جدا اعتقاد به عالم ارواح از عرفان. عرفان جزء عقلانی را انکار می کند، در حالی که اعتقاد به عالم ارواح آن را در آغوش می گیرد در یک وحدت وجود است. حضور فقط در مورد هر یک از خدمات انجام شده توسط یک مذهب سازمان یافته است که تقریبا همیشه یک تمرین در عرفان است.
      با تشکر از شما برای نظر شما!

      • تاد رابرتز می گوید:

        "طنز از دین است که به دلیل قدرت خود را برای منحرف کردن انسان را به دوره های مخرب، جهان می تواند در واقع به پایان رسیده است. این واقعیت ساده است، دین باید برای انسان به زندگی می میرند. ساعت است خیلی دیر قادر به افراط در داشتن تصمیم گیری های کلیدی ساخته شده توسط مردم مذهبی است. توسط irrationalists، توسط کسانی که کشتی دولتی نه با یک قطب نما هدایت، اما معادل خواندن اندرونه از مرغ. جورج بوش دعا زیادی در مورد عراق، اما او زیادی در مورد آن را یاد بگیریم. ایمان به معنای ایجاد یک فضیلت از فکر نیست. این هیچ ربطی به لاف زدن در مورد است. و کسانی که ایمان موعظه، و فعال کردن و بالا بردن آن برده داران فکری، نگه داشتن انسان در اسارت به فانتزی و بی معنی است که باعث دیوانگی و توجیه و تخریب بسیار است. دین خطرناک است، زیرا اجازه می دهد تا انسان که تمام پاسخ ها را به فکر می کنم که آنها انجام می دهند. اکثر مردم فکر می کنم آن را فوق العاده وقتی کسی می گوید، "من حاضر هستم، پروردگار! من هر آنچه می خواهید من را به انجام! "جز این که از هیچ خدایان در واقع صحبت کردن به ما، که از درجه اعتبار ساقط است در توسط مردم پر شده با فساد خود و محدودیت و برنامه وجود دارد. و هر کسی که شما می دانند که می گوید، آنها می دانند وقتی می میری چه اتفاقی می افتد، من به شما قول می دهم، شما نمی کنند. چگونه می توانید این کار مطمئن باشم؟ از آنجا که من نمی دانم، و شما دارای قدرت ذهنی که من انجام نمی شود. تنها نگرش مناسب برای انسان به مورد مسائل بزرگ است یقین متکبر است که مشخصه دین، اما شک و تردید نیست. شک فروتن است، و این چیزی است که انسان نیاز دارد به، توجه به این که تاریخ بشر تنها یک مناجات از گرفتن گه اشتباه مرده است. این است که چرا افراد منطقی، ضد دین، باید خود را پایان بزدلی و ترسویی و بیرون آمدن از گنجه و ادعا می کنند. و کسانی که نظر خود را تنها در حد متوسط ​​مذهبی واقعا نیاز به در آینه نگاه کنید و متوجه است که آرامش و راحتی که دین به ارمغان می آورد شما در واقع می آید در قیمت وحشتناک است. اگر شما به یک حزب سیاسی و یا یک باشگاه اجتماعی که به تعصب به همان اندازه، زن ستیزی، همجنسگرا ستیزی، خشونت و حماقت محض به عنوان دین است گره خورده بود تعلق داشت، شما می خواهم در اعتراض استعفا دهد. در غیر این صورت این است که یک توانمندساز، همسر مافیا، برای شیاطین واقعی افراط گرایی است که مشروعیت خود را از میلیاردها مسافران خود را جلب کند. اگر جهان به پایان اینجا می آیند، و یا هر کجا، و یا اگر آن را به آینده، نابود شده توسط اثرات تروریسم هسته ای الهام گرفته از دین limps، اجازه دهید به یاد داشته باشید آنچه که مشکل واقعی بود. ما یاد گرفتیم چگونه رسوب مرگ جمعی قبل از ما گذشته اختلال عصبی از قصد برای آن را کردم. خودشه. رشد یا می میرند. "

        بستن نظرات از بیل ماهر "Religulous"

  2. مقاله بسیار کنجکاو. وجود دارد اتاق را برای خدا یا هر دین برای آن موضوع، در QST؟ گمان نمی کنم. یکی به کنار گذاشته هر نوع دین است که ممکن است به ذهن علم ابر. تماس این برو به سؤال علم در مقابل ایمان است. ما می تواند توضیح دهد که ما نمی توانیم با ریاضی را ببینید، اما چگونه می توانم در یک "خدا" است که تسلط طراحی در مقیاس جهانی را توضیح دهید؟ این می تواند در ریاضی نمی شود ثابت شده، و ایمان کور به ارمغان می آورد پاسخ و یا حقیقت را به نور شود. در این نقطه است که ما وارد حوزه فلسفه است، و این یک موضوع دیگر است همه با هم. قطعه به خوبی نوشته شده آقای رابرتز، شما به من فکر می کنم.

  3. SueQ می گوید:

    شما ممکن است علاقه مند به دانستن اینشتین علم مسیحی مورد مطالعه و حضور (آیا نمی پیوستن) کلیساها علم مسیحی و بازدید خواندن اتاق در سراسر شهر نیویورک و در پرینستون. آنجا که از راه مری بیکر ادی در مورد ماده صحبت کردیم، انیشتین به خصوص کنجکاو بود، و سخن گفتن او یک بار ساخته شده، پس از یک کلیسا بود: "اگر تنها این مردم می دانستند چه آنها تا به حال!" من با دوستانی که اینشتین در دیدم صحبت کردیم در بسیاری از موارد؛ و کسی که او را می دانستند خوبی است. او را دعوت در پرینستون به او مراجعه کنید.

    توجه: مریم بیکر ادی بود که کریستین ساینس که او را به عنوان یکی از قوانین فکر، خدا تعریف شده را کشف کردند.

  4. davenycity می گوید:

    وبلاگ بزرگ با تشکر از شما

  5. سوزان می گوید:

    "واقعیت این ساده است، دین باید بمیرد به طوری که انسان می تواند زندگی می کنند."

    فقط شفقت می تواند این نوع از بیانیه الهام بخش. به سادگی در تاریخ ما نگاه کنید.

    دین می تواند در مورد نه تنها مرگ فیزیکی بلکه معنوی به ارمغان بیاورد. این می تواند برخی از ما از هویت ما نوار و یا می تواند به ما در تضاد با دیگر انسان ها قرار دهید. که در آن احترام به بهتر شرایط زندگی ما منجر شود، به عنوان مثال، در طول زمان نه تنها به تعصبات بی دلیل، بلکه به جنگ منجر شده است. دین همچنین می توانید با قوانین دست و پا گیر سوراخ شود. می توان آن را از ابزار مخرب ترین استفاده برای پایین آوردن یک تمدن، چرا که با بیماری خود همراه علائم هر دو خرافات و انقیاد. تصور کنید که قدرت آن است.

    "ما آموخته است که چگونه به منظور رسوب مرگ جمعی قبل از ما گذشته اختلال عصبی از قصد برای آن را کردم."

    من شنیده ام بیان، "کشتن چند به صرفه جویی در بسیاری از." دیگران آن را "ملت سازی." عکس از جنگ جهانی دوم، از زندان در لهستان به هولوکاست هسته ای هیروشیما، سخت به التماس در این لحظه است. همچنین یک عنصر خرابکار به رسانه های ما وجود دارد. من با سن باور، پارانویا من قطعا رشد کرده است، اگر نه به هر دلیل دیگر اما برای ماهیت تکراری پیام آن است. با توجه به انجمن با چنین خلاقیت عمل، ما قطعا تمایل همان چیزی که به شنیدن دوباره و دوباره. این موتیف تبدیل به یک صفحه تلخ در تاریخ بشریت است. اما، ما می توانیم یک متفاوت ارسال اگر ما جمعی را انتخاب کنید به انجام این کار.

    هنگامی که به دنبال یک مدل از انسان کامل، اعتقاد به یک انسان که از گونه های ما، که کلمات و اعمال را به زندگی منجر شد و به هر دو ظلم و ستم مذهبی و سیاسی ایستاد آمد پیدا کنم. و من باور صادقانه، که اگر ما به "نجات خودمان" و گونه های ما، ما نیاز به یادگیری به عنوان بالاترین به عنوان مثال تنها یک انسان است. بدون شفقت، ما نمی خواهد قادر به مقابله با کمبود مواد غذایی یا با بحران انرژی اخلاقی. ما به استفاده از هوش و گرد هم می آیند برای کمک به گونه های ما در دراز مدت حفظ؛ و ما باید هوشمند و متعادل به انجام این کار.

    من شما را با این نقل قول را ترک خواهد کرد:

    "عیسی چیزی از دانش ما به امانت گرفت. او در خود به نمایش گذاشته مثال کامل از احکام او. عیسی است یک فیلسوف نیست. برای اثبات خود معجزه هستند، و از اولین شاگردان او را ستایش. در واقع، دانش و فلسفه استفاده از هیچ برای نجات هستند. و عیسی به جهان آمد به فاش اسرار آسمان و قوانین روح. اسکندر، سزار، شارلمانی و خودم امپراتوری تاسیس. اما پس از آنچه که ما استراحت خلق از نبوغ ما؟ پس از نیروی. عیسی مسیح به تنهایی امپراتوری خود را بر عشق تأسیس کرد؛ و در این ساعت میلیون ها مردان را برای او می میرند "-Napoleon بناپارت (بنگر مرد: گلچینی از عیسی مسیح).

    اگر چه من نمی توانم به معجزه ی دین باور، من قطعا، باور به معجزه عیسی مسیح است.

پاسخ دهید لغو پاسخ




اگر می خواهید یک عکس برای نشان دادن نظر خود، به یک آواتار.