71

پرسش و پاسخ:

من می خواهم به اختصاص این صفحه را سوال است که هر کسی در خارج وجود دارد ممکن است در مورد بدیهیات، مستاجران، نتیجه گیری، یا بینش از نظریه کوانتومی فضا داشته باشد. لطفا سوالات خود را بفرستید و من بهترین من برای از طریق ویدئو پاسخ خواهد داد. امید من این است که از این انجمن خواهد بود یک منبع مفید برای کسانی که پرسش های بی پاسخ در مورد نظریه کوانتومی فضا.

سوال 1: از Fred گود

من علاقه مند به درک بهتر 11 بعد از QST هستم.

من می دانم که یک بعد یک محور که در طول آن چیزی می تواند بدون نیاز به هر گونه حرکت در محور یا یکی دیگر از ابعاد حرکت می کند.
X، Y و Z از نمونه های بارز (3) ابعاد می باشد. من می خواهم بگویم زمان 4 است که شما می توانید از طریق زمان و بدون حرکت در X، Y، Z و یا حرکت می کند. من زمان را به عنوان یک بعد این دلیل است که مسیر وجود دارد. گذشته - حال - آینده است.
من هم اندازه کوچک از پلانک را درک کنید. این واقعا واقعا کوچک است. شما در مکالمات یکی توصیف که این کوچکترین ما می توانیم فضای تقسیم است. مانند AU (طلا) اتم، اگر شما آن را دوباره تقسیم می شوند، آن را به دیگر AU. اما برای یک طول پلانک، من این نیست.
هیچ چیزی به عنوان 1/2 از یک پلانک وجود دارد؟ من در پلانک به عنوان یک مقیاس مانند یک خط کش است. حاکم است 12 "طولانی، و دارای 12 بخش اینچ تک بر روی آن، با هر اینچ حال وارد شدن به برخی از کسری از یک اینچ از هم جدا. این به سازنده به عنوان به چه مقدار کسری او می خواهد برای نمایش است. 1 "، 1/2"، 1/4 "، 1/8"، و بسیار معمول، 1/16 "و یا حتی 1/64 اینچ. چرا ما هرگز حاکمان با افزایش 1/128 اینچ را ببینید؟ زیرا بیش از حد کوچک به "توپ چشم". می کند که ابعاد کوچکتر از 1/64 به معنای "وجود ندارد. ما آنها را با ابزارهای دیگر اندازه گیری کند. فقط با یک خط کش است. مقیاس پلانک چگونه متفاوت از آنچه من توصیف است؟
خوب، بخشی 2. سوال اگر پلانک مقیاس است و کوانتوم در این مقیاس وجود دارد، شما به نظر می رسد گفت که به خاطر اندازه آن زیر پلانک، که دیگر نمی تواند پایبند به X، Y، ابعاد Z به دقت اشاره کردن آن مکان فیزیکی . من فکر می کنم مشکل برای من این است که من هنوز دریافت کنید که چگونه از راه دور (1 طول پلانک) می توانید بیشتر تقسیم نمی شود. من این درک با اتم AU، اما آن را سیب و سیب نیست. حداقل من هنوز به آن نمی بینم.
چیزهای دیگر را به محل سقوط برای من خوب تا زمانی که من این هندسه به عنوان واقعیت را قبول. من آنچه را یک سیاه چاله است، چگونه را کند می کند زمان را نزدیک شدن به سیاه چاله، به همین دلیل انتقال به قرمز رخ می دهد، ماده تاریک چیست، چرا تونل زنی کوانتومی رخ می دهد، چرا مرغ از خیابان رد شد، و هر چیز دیگری. من فقط نیاز به کمک با توصیف این به افراد دیگر در منطقه "شما می توانید طول یک پلانک به یک پلانک 1/2 تقسیم نیست". چرا که نه؟؟!!؟؟!! :)
ممنون بابت وقتی که گذاشتید
فرد گود

زیر را برای مشاهده پاسخ من به سوال 1 در این ویدئو کلیک کنید:

نظرات (71)

لینک مطلب | نظرات خوراک RSS

  1. پیر روسو می گوید:

    تاد، خلاصه ای از تفکرات من دیروز در مدل خود را در شرایط پویایی موج. شما چی فکر میکنید؟

    فضای ممکن است به ما تنها به عنوان راهنمایی از ایستاده سه ساختار موج کوانتومی بیتی بعدی همیشه تنها به عنوان یک کوانتوم منفرد از یک طول پلانک تنها بالا دامنه آستانه خاص در نمایندگی از فضا، و به صورت جداگانه ارتعاشی به عنوان کوچکترین دانه دانه از فضا-زمان ثبت نام و در مجموع به عنوان آنچه ما به عنوان فضا و زمان را درک ارتعاشی. یک نمیشوند در رزولوشن بالاتر که در آن supervolume کامل از این مراکز ایستاده حرکت در اطراف و از طریق هر یک از دیگر (اما برخورد در این مقیاس فضا-زمان فوق العاده اتفاق می افتد در یک فرکانس بسیار پایین تر از فرکانس ارتعاشات هر موج ایستاده کروی) وجود دارد. هر یک از این حوزه یک جهان در خود را با دقیقا همان ویژگی نسبت به حل و فصل آن است به عنوان ما، تنها در بعد فراکتال قطعنامه تا. به طور مشابه در مورد جهان ما، جهت مطلق به سمت آنتروپی ممکن است به سادگی یک فروپاشی و از طریق صفر (اگر به عنوان موج سینوسی دیده می شود). جهان دیگر می تواند از طریق ما حرکت و همه چیز پیچ کردن، اما از 100 میلیارد سال عجیب و غریب از آن می تواند به سقوط به سمت آنتروپی کامل اتفاق می افتد دور کمتر.

  2. جو را پر کنید می گوید:

    سلام تاد -

    اول از همه، اجازه دهید بگویم به لطف برای ارسال به من کتاب خود را. پس از تماشای خود صحبت های TEDx بولدر، من نمی تواند صبر کنید حفر کردن عمیق تر تئوری خود را، و من نا امید نشد.

    مطالعات رسمی من علمی آغاز شد و با دبیرستان کلاس فیزیک من در سال 1971 به پایان رسید، و من احساس برای ریاضی فراتر از هندسه ی اقلیدسی توسعه هرگز. با این حال، من سعی کردم به آموزش (یا حداقل آشنا) خودم را در انواع موضوعات، از مکانیک کوانتومی کیهان شناسی به نسبیت. کتاب خود را رفت و یک راه طولانی برای کمک به من مفاهیم از بحث بولدر درک است، اما من هنوز هم به چند سوال شما ممکن است روشن است.

    1) شما در مورد زمان به عنوان توسط طنین از کوانتوم تعریف صحبت کنید. آیا همه چیز در جهان طنین انداز است، و اگر نه، چرا کوانتوم طنین انداز؟ دقیقا به چه معنی است به طنین کوانتوم؟ آیا به اندازه تغییر کوانتوم یا شکل در طول این resonation؟

    2) به عنوان کوانتوم فضا در زمان نمیشوند حرکت در اطراف، آنها حفظ ایکس همان، Y، Z رابطه به دیگر کوانتوم (اگرچه نه همان فاصله). و یا X خود، Y، Z موقعیت تنها در یک مقیاس متوسط ​​یا تعریف ماکرو؟

    3) احتمالا مربوط به و پاسخ داده شده توسط 2) فوق، اگر هر شناسایی کوانتوم (یا توسط شناسایی) یک X منحصر به فرد، Y، Z مختصات، و حتی کوچکترین بیت ماده بسیاری از دستورات قدر بزرگتر از یک کوانتوم منفرد، چگونه است است محل ماده مشخص؟ من درست است که حتی یک تک الکترون می میلیاردها کوانتوم فضا را اشغال؟

    یک مفهوم که همیشه از من ناراحت، و که شما در دفترچه آدرس خود، این ایده که جنبش از طریق یک فضا-زمان پیوسته منطقی غیر ممکن است. به منظور رفتن از نقطه A به نقطه B، شما می خواهم که به ترک نقطه A، و قبل از ورود در نقطه B، شما می خواهم که به رسیدن به یک نقطه 1/2 است. اما برای رسیدن به راه نقطه 1/2، شما می خواهم که برای رسیدن به یک راه وجود دارد به نقطه 1/2، 1/4 و یا از راه به نقطه ب برای هر نقطه شما می خواهم که برای رسیدن به، شما می 'D همیشه باید برای رسیدن به یک راه نقطه 1/2 به آن نقطه، و شما هرگز به نقطه spce B. تدریجی این مشکل کمی را حل میکند.

    پیشاپیش سپاسگزاریم برای هر بینش شما می توانید من را در این را، و من مشتاقانه منتظر دیدن تصاویر برای شهود انیشتین.

    - جو را پر کنید
    ایندیاناپولیس، در

    • تاد رابرتز می گوید:

      جو،

      من تازگی به پایان رسید رفتن را از طریق تمام کتاب برای دور دیگری از ویرایش، بهبود جریان بسیار کمی، به اصلاح برخی از اشتباهات و اضافه کردن بسیاری از اعداد و ارقام. اگر شما علاقه مند در نسخه به روز هستند به من یک ایمیل ارسال کنید و من آن را به همراه منتقل می کند.

      همانطور که برای سوال شما:

      1 - در این مدل همه چیز در جهان از عنوان تا کوانتوم فضای ساخته شده فکر کردم، اما نه همه کوانتوم فضای آزادانه طنین انداز است. کوانتوم است که به هم گیر، لمس کردن، هستند، تعریف، قادر به آزادانه طنین انداز تا زمانی که دوباره از هم جدا. برخی کوانتوم تنها در این وضعیت برای مدت زمان کوتاه در حالی که دیگران ممکن است آن را در یک مدت زمان طولانی را (مدت زمان در اینجا اشاره به متوسط ​​تعداد استعفای رایگان که کوانتوم پس زمینه به طور متوسط ​​در فضای خالی تحت حالی که این کوانتوم با هم گیر). همچنین، در این مدل، هر کوانتوم است، به تقریب اول، حوزه الاستیک. اموال الاستیک خود را، به این واقعیت که آنها در حال حرکت در اطراف و تداوم را به یکدیگر اضافه شده است، به این دلیل که آنها طنین انداز است. Resonation به معنی شکنج هندسی از حوزه الاستیک. اگر جهان نزدیک به صفر مطلق، اگر به طور متوسط ​​سرعت superspatial هر کوانتوم بعدی به صفر بود، پس از انتظار خواهد بود که کوانتوم آزادانه نزد خود ارتعاش با دامنه کمتر و کمتر، تا زمانی که از انرژی بود (به عنوان مثال تمام انرژی (شکنج هندسی) از resonation منتقل داخلی). این آرامی در جهان تغییر امضا از زمان.

      2 - به عنوان حرکت در اطراف در کوانتوم نمیشوند، آنها X، Y، Z شبکه مخلوط کنید. بنابراین، هیچ - آنها به همان X، Y، Z رابطه به کوانتوم دیگر حفظ کند. با این حال، از آنجا که همه کوانتوم یکسان هستند، ترین اثر از این مخلوط شستن به عنوان رویکرد ما مقیاس ماکروسکوپی. X دقیق، Y، Z موقعیت تنها برای لحظه دقیق تعریف شده - عکس از کل شبکه در آن نقطه. از آنجا که کوانتوم مخلوط کردن در مورد، نقاط خاص اطراف سوسو زدن در موقعیت از X، Y، Z دیدگاه. این مثل نور سوسو، با این حال، حتی شوینده ها به (آن است که به طور کلی به یک منطقه نسبتا کوچک و محدود) به عنوان ما زوم کردن.

      3 - دو پاسخ ممکن است به این سوال وجود دارد. در احتمال اول، ذرات بنیادی ترین جرم ممکن است به سادگی به عنوان دو (یا سه یا چهار و غیره) کوانتوم به هم چسبیده (برای هر مدت زمان). این نکته جالب در مورد این احتمال است که در حالی که کوانتوم با هم گیر آنها به عنوان همان محل منحصر به فرد در X، Y، Z متریک عمل می کنند. آنها دیگر نشان دهنده مکان منحصر به فرد، به طوری که آنها، در اثر بر روی ویژگی های بودن یک محل است. با این حال، کوانتوم دیگر تعامل با آنها را در راه های مختلف خواهد شد و سپس دوباره بجای اول برگشتن آنها را با کوانتوم است که به هم گیر کرده است، به طوری که نقشه در اطراف آنها ریسمانهای - میانگین هندسی اتصال ریسمانهای. در این مورد، محل این ذرات ماده را می توان در اشاره به مجموعه ای از تمام کوانتوم دیگر در اطراف آن مشخص شده - فقط آن را به عنوان اگر آن را یک کوانتوم مجرد بودند. در احتمال دوم، ماده ممکن است اشاره به پیچش های هندسی است. اگر متریک فضا کامل است اشکال ابرشاره بسیاری از پیچش بسیار پایدار مجاز است. این پیچش حتی ممکن است بی نهایت پایدار باشد تا زمانی که آنها قطع شود. به دست آوردن وضوح در مقیاس های بزرگتر - اگر این پیچش چرخش در ذرات جرم مرجع متریک، سپس ذرات جرم تنها به مواضع در مفهوم فازی بیشتر داشته باشد. با این حال، می توان گفت که در یک گردابی پایدار است یک مرکز وجود دارد، و این موقعیت مرکز می تواند به عنوان به معنی از محل ذرات پر.

      این پرسش دیدنی و جذاب جو. به عنوان شما می توانید بگویید، من هنوز در حال کار کردن انشعابات از آخرین سوال. هیجان زده به ببینید که در آن ما طول می کشد. :-)

    • پیر روسو می گوید:

      جو را پر کنید، دوباره. پرسش و پاسخ (3) فوق، موضوع را به عنوان توده کوانتوم و یا معادل آن پیچش در یک سیال فوق العاده. مدل جفری Haselhurst متشکل از امواج نقطه 3D در یک محیط بی نهایت، و ماده به عنوان پایدار ساختارهای شبکه 3D. از http: // WWW .space و روش MO .COM /

      • تاد رابرتز می گوید:

        تعمیر و نگهداری از 3D امواج نیاز به ورودی ثابت است که کاملا از هر جهت تنظیم شده است. گردابی در ابرشاره، با این حال، خود را حفظ به دلیل غیر rotationality از ابرشاره - تمایل خود را به شکل پیچش کوانتیزه. در راه چه جفری و من به سمت در حال حرکت شبیه است، اما ثبات در این ایده از یک موج ایستاده نیاز به یک تصادف بسیار بزرگ برای هر ذره. این امر منجر به یک مشکل زمانی که تلاش برای توضیح دهید که چگونه همه الکترونها به نظر می رسد یکسان است. در عوض، اگر این ساختار شبکه به عنوان پیچش کوانتیزه در خلاء ابرشاره توضیح داد، این سوال است که به طور طبیعی برای حساب.

  3. هارون می گوید:

    سلام تاد،

    من فقط سخنرانی عصر روز گذشته خود را کشف و آن را منفجر ذهن من! پس از چیدمان آن پشت هم (ذهن من، این است که)، من تصمیم به چک کردن وب سایت خود را. من به پایان رسید تا هزینه چند ساعت خواندن از طریق سایت (از جمله وبلاگ خود را) و تماشای فیلم ها. چیزهای جذاب! چند سوال در ذهن من را به ظهور، اما من فکر می کنم بسیاری از آنها احتمالا در کتاب خود پاسخ داد. در واقع، پس از خواندن خلاصه ای از کتاب خود را، من می دانم که پاسخ به بسیاری از سوالات من در آنجا هستند پرداخته شده است.

    من می خواهم به یک دسته بهتر در کار است که در حال حاضر قبل از پرسیدن هر گونه سوال انجام شده است. آیا شما هنوز هم نسخه های کتاب خود را ایمیل؟ اگر چنین است، من دوست دارم به طریق آن را بخوانید. من مطمئن هستم که چگونه به شما نزدیک هستند به چاپ (آن را در حالی که از آخرین پست وبلاگ خود بوده است) نیست، اما در صورتی که کتاب در حال حاضر از، من با خوشحالی خواهید خرید یک کپی :)

    به هر حال، برای به اشتراکگذاری QST. من در سراسر تعداد انگشت شماری از انگشتان پا را در طول سال آمده ام، و هیچ کدام از آنها با موفقیت قادر به توضیح و حساب برای همه از عجایب است که در مدل استاندارد وجود دارد بوده است - چه رسد به یک چارچوب بصری. من قبول دارم که همه ی نظریه های فیزیکی، عبارت ریاضی خود را از هم جدا، باید خود را قرض دادن به بسیار ساده شرح است که، در کلمات اینشتین، "حتی یک کودک می تواند آنها را درک کنید."

    با احترام،
    هارون

    • تاد رابرتز می گوید:

      هارون،
      من به شما یک لینک به پی دی اف ایمیل فرستاده است. پیشرفت های زیادی به تازگی ساخته شده است، الهام بخش از انجام اصلاحات لازم در فصل 19-21 و بهبود وضوح کلی. زمانی که شما رسیدن فصل 21 من توصیه دوباره دانلود پی دی اف به مطمئن شوید که شما آخرین نسخه. اگر شما احساس هر چیزی که در این کتاب می تواند روشن تر ساخته شده لطفا اجازه دهید من می دانم :-). من مشتاقانه منتظر نظرات شما.
      تاد

      • هارون می گوید:

        دوباره سلام،

        با تشکر برای لینک. من دانلود پی دی اف و فصل 4. من واقعا توالی که در آن شما همه چیز را گذاشته ام را تحت تاثیر قرار به پایان رسید. کار سخت است که شما را به این سادگی قرار داده ام مشهود است. تا کنون، من قادر به دنبال همه چیز به راحتی بوده است، و من دانش قبلی از هر یک از مفاهیم که شما بحث (به استثنای شبه بلورها، که من یک تحقیق در اینترنت کمی انجام داد).

        فقط برای ثبت، من، نه دانشمند آموزش دیده در هر منطقه، و دانش من از کیهان شناسی، اختر فیزیک، مکانیک کوانتومی، و غیره می آید از چند کتاب که من خوانده ام و مستند است که من به تماشای هستم. من امید از نهایت درک مفاهیم، ​​تاریخ، و ریاضی در سطح است که از یک محقق در این زمینه برابر، اما من یک راه بسیار طولانی برای رفتن. که می شود گفت، این واقعیت است که من می توانم کتاب خود را به وضوح تا به این نقطه درک تشویق که من در این زمینه پیشرفت هدف به من می دهد.

        اگر من هر گونه پیشنهاد ویرایش مربوط، من آنها را از طریق ایمیل به ذکر است.

        با تشکر دوباره. این عالی است!

        هارون

  4. LAZ می گوید:

    سلام تاد،

    من همیشه در جهان مرموز ما علاقه مند بوده است. من لذت بردن از خواندن وب سایت تو، تماشای فیلم UR است. با این حال، من متوجه نشدم که تو قبل از رشته یا نظریه M ذکر شده است. نظر تو در مورد آن است؟ همه چیز از ارتعاش رشته که 11 بعدی هستند ساخته شده است؟ چه در مورد 1 قطعه کوانتومی فضا است که طول 1 تخته (1.6 × 10 به توان -35 متر) است، آن را از 1 رشته منفرد ساخته شده است؟ به گفته دانشمندان، به اندازه یک رشته می تواند به قدرت -34 یا -35 در جایی بین 10. بنابراین شاید یک تکه از رشته به عنوان به عنوان یک کوانتوم فضا؟

    با تشکر از تو برای کمک تو :)
    و ... این امر می تواند شگفت انگیز اگر تو می تواند به من کتاب تو و همچنین ارسال کنید.

    به سلامتی،
    LAZ

    • تاد رابرتز می گوید:

      LAZ،
      تشکر از شما برای سوالات خود را :-). من به شما یک لینک به یک نسخه از کتاب امروز ایمیل خواهد شد. در پاسخ به پرسش شما، من لذت بردن از تلاش های انجام شده توسط توسعه دهندگان از نظریه ریسمان به هستی شناختی دسترسی به یک داستان علی پشت رمز و راز از مکانیک کوانتومی. با این حال، من فکر نمی کنم که چنین داستان موفقیت تا هنوز با آن نظریه به دست آورد. با این وجود، نظریه ریسمان، در حال حاضر به نظریه ابرریسمان و M-تئوری توسعه یافته، اختصاص برخی از تشابه جالب و قابل توجه است که توسط این فرض که خلاء ابرشاره (کوانتیده) است برجسته شده است. برخی از این در ذکر شهود انیشتین. من منتظر نظرات خود را به عنوان شما بخواند.

  5. LAZ می گوید:

    تشکر از یک میلیون تاد، من واقعا پاسخ تو و کتاب بزرگ قدردانی!

    من به شما اجازه می دانید اگر چیزی مشخص نیست برای من برای مطمئن :)

    همه بهترین،
    LAZ

  6. کریس می گوید:

    سلام تاد،
    من فقط در ویدیو TED خود آمد روز دیگر. من فقط یک آماتور هستم که آن را به فیزیک و کیهان شناسی می آید، اما من عاشق گوش دادن به این همه، ایده های الهام بخش جدید. من خیلی با چه مقدار تئوری خود را قادر به توضیح بود ... (به خصوص که ثابت های فیزیکی در هندسه فضا خود را، که من یک بار در باورند بستگی دارد ... اگر چه، رویا پردازی در مورد 'خواهد بود احتمالا یک انتخاب بهتر از کلمات). به هر حال، من فقط نوشتن می گویند: با تشکر از شما و: آن را نگه دارید! :)

    همچنین، ذهن من فقط بر این سوال اتفاق افتاده است: نمیشوند نیز کوانتومی در طبیعت است، و یا شما تصور آن را بی نهایت صاف؟

    • تاد رابرتز می گوید:

      کریس،
      برای درخواست خود را. در پاسخ به سوال شما، مدل ما در حال کار با فرض یک ساختار کامل فراکتال، بنابراین بله فرض می کند که نمیشوند کوانتیزه است، و کسانی که کوانتوم نهادهای مرکب از بسیار کوچکتر زیر کوانتوم، و غیره. اگر شما علاقه مند هستند می توانم به شما این کتاب را در این ارسال. فصل 11 به طور خاص این موضوع را پوشش می دهد.

      • کریس می گوید:

        بله، از شما سپاسگزارم! من بسیار می خواهم به خواندن بیشتر در مورد این موضوع. من فیلم مکالمات در چند روز گذشته را تماشا کرده ام، اما برخی از چیزهایی که هنوز هم نه به طور کامل، به طور مستقیم روشن به من (سرزنش مغز من). این منصفانه است اگر من برای اولین بار یادگیری بیشتر درباره آن، قبل از من را هر بیشتر از وقت خود را. یک چیزی که من می خواهم بپرسم پیش هر چند که چگونه کوانتوم انرژی انتقال فضا است، اگر آنها در واقع دست زدن نیست؟ آیا آنها این کار را در سه بعد فضایی ما (جایی که آنها احتمالا همیشه در تماس هستید) تا زمانی که آنها در زمان نمیشوند لمس کردن نیست؟ (با عرض پوزش، اگر من مخلوط کردن چیزی).

        در واقع، من هم برخی از نظرات دیگر / سوال در مورد چیزهایی که من فکر می کنم من درک کمی بهتر:
        1. همگرایی گرانشی ماده تاریک توضیح داده شد. شما آن را با یک تغییر فاز از فضای ناشی از تفاوت درجه حرارت در فضای توضیح داد. دوست عدسی گرانشی همیشه در یک قالب یک دایره می شود؟ حتی در خوشه های کهکشانی، مانند here?: http://​upload​.wiki​media​.org/​w​i​k​i​p​e​d​i​a​/​c​o​m​m​o​n​s​/​0​/​0​b​/​G​r​a​v​i​t​a​t​i​o​n​e​l​l​-​l​i​n​s​-​4​.​jpg

        خوب، من واقعا مطمئن شوید که آن یک دایره کامل در این تصویر نیست، اما به هر حال، من تصور کردم که اگر همه چیز به اختلاف درجه حرارت می آید، پس از آن تاثیر عدسی از کل خوشه احتمالا باید خیلی بیشتر ... تحریف شده، نامنظم می شود؟ (سپس دوباره، آن را فقط شهود من است که من به دست به اعتماد به طور کامل 😉 است).

        2. شما توضیح داد که انتقال به قرمز نور کهکشان ها است با از دست دادن انرژی خود را با توجه به نوع اصطکاک داخلی از فضای کوانتوم ایجاد می شود (امیدوارم که من درست کردم که) ... به هر حال آن را به فضای خود را از دست داده. شما همچنین در مورد جهان از زمان انفجار بزرگ تا به حال صحبت کردیم. اما، مگر قرمز تغییر تنها اشاره ما در بیگ بنگ از تکینگی (یا چیزی نزدیک به آن) و تورم در وهله اول؟ اگر انرژی فوتون است «گمشده» در فضا، پس از آن شاید هیچ تورم در همه وجود دارد، و جهان اساسا در اندازه استاتیک می باشد. تنها وجود دارد بیشتر و بیشتر از که اصطکاک در فضا (یا برخی از قطعات آن) و تا کنون ما به اشتباه تفسیر داده ها به عنوان شتاب تورم است؟

        خواهد بود که همه، در حال حاضر به هر حال.
        با تشکر دوباره، تاد!

        • تاد رابرتز می گوید:

          کریس،
          تشکر از شما برای پرسش های شما. اول، در این مدل کوانتوم را لمس. آنها کشسان در ابعاد superspatial تعامل، برخورد و قوی کردن از یکدیگر است. من سعی کنید به نهایت یک ویدیو از این تا آن را روشن تر باشد. دوم، برای درخواست خود را در مورد همگرایی گرانشی، هیچ تفاوتی بین شکل بینی این نظریه را می سازد و ادعاهای سنتی در مورد ماده تاریک وجود دارد. هاله ماده تاریک، و یا مناطق گذار فاز، در اطراف حتی کهکشان سیگار برگ به شکل کروی است. بنابراین، ما انتظار عدسی گرانشی به گرد. می تواند استثنا از تصویر بینی دایره وجود دارد. به عنوان مثال اگر اشیاء دیگر بین منبع و ناظر بیشتر تحریف تصویر وجود دارد. شکل کروی در طبیعت یافت به طور کامل در توضیح سنتی از ماده تاریک توضیح داده نشده. اما اگر آن را یک فرصت فاز پس از آن ما انتظار داریم این شکل کروی به دلیل چگونه خواص ترمودینامیکی هستند به بیرون از منابع خود ابلاغ شده است. شما حق به گمان است که در نهایت در اصل وجود دارد می تواند یک شکل غیر کروی هستند، اما این اتفاق خواهد افتاد تنها به عنوان یک گروه از اشکال دیگر کروی است. بنابراین شما ممکن است چیزی است که تقریب میکی ماوس 3D از آنجا پیدا کنید، اما این یک قرار دادن بسیار خاص از کهکشان های بسیار خاص نیاز، همه فقط در دمای مناسب و اندازه و فاصله. به طور کلی ما فقط انتظار اندازه گیری های توپ برای منطقه هاله. سوال دوم خود را بسیار جذاب توسط راه است. همانطور که معلوم است، انتقال به سرخ است اشاره تنها ما که جهان "اولین" لحظه ای نداشته است. من با استفاده از اولین بار در اینجا تنها اشاره به یک زنجیره داخلی قابل ردیابی علت و معلول - یک ادعا که آن را برش نهایی را در علت و معلول بود. راه جامد برای رسیدن به این ادعا که جهان باید یک شروع (در مفهوم ما در حال در مورد - یک انفجار بزرگ) داشته است برای حفظ قانون دوم ترمودینامیک و به رسمیت شناختن است که همه از فیزیک متقارن زمان معکوس است (بعضی ممکن است نشان می دهد که تابع موج فروپاشی ممکن است این فرار کنند، اما می توان آن را نشان داده است که این ادعا را غیر ضروری است - نگاه کنید به تفسیر بوهم از مکانیک کوانتومی). با این دو شرط در هیئت مدیره ما به طور کامل انتظار می رود که هر زمان که به نظر می رسد برخی از اندازه گیری نظم در جهان وجود دارد آن است که بسیار محتمل است که قبل و بعد از ظهور است که سفارش به آن کمتر بود. Imaging یک میز بیلیارد با اصطکاک و هیچ جیب. توپ را در حال حرکت در اطراف برخورد برای یک مدت طولانی قبل از شما در آن نگاه کرد. توجه داشته باشید که شما می توانید عکس های فوری از موقعیت توپ را، اما بسیاری از این تصاویر شما را جهت فقط تصادفی نمایش می دهد. این سیستم دارای حداکثر آنتروپی - حداقل تعداد سفارش. با این حال، در نهایت تمام توپ اتفاق خواهد افتاد به برخورد همه در یک بار، بسته بندی شده به یک گوشه. واضح است اگر ما یک تصویر لحظهای از آن لحظه و جو در زمان این امر می تواند آشکار است که سیستم برخی از سفارش بود. در حال حاضر انتظار. اگر ما دسترسی به تصاویر از قبل و بعد از آن نقطه از سفارش به حال چه انتظاری داشته باشیم؟ ما انتظار داریم که فروپاشی سفارش در هر دو جهت در زمان. این چیزی است که در آن به معنی می گویند که طبیعت متقارن زمان معکوس است. قانون دوم ترمودینامیک به ما میگوید که طبیعت رفتار در این راه. تقارن زمان معکوس کد گذاری شده در معادلات فیزیک ما همچنین از این. اما زمانی که ما به جهان نگاه ما نیز بسیاری از ظهور است که به نظر می رسد زمان جهت به آنها مراجعه کنید. وقایع یکی از راه های به مراتب بیشتر از آنها در راه دیگر انجام دهد. چرا؟ خوب اگر قانون دوم ترمودینامیک نگه می دارد، اگر تقارن زمان معکوس به دقت توصیف فیزیک (این دو ادعا مترادف شده توسط در راه است) پس از آن تنها به یک نتیجه وجود دارد. جهان ما هنوز یک دولت حداکثر آنتروپی رسیده است. این بدان معنی است که جهان آغازی داشته است. آن را با آنتروپی بسیار کم در برخی از نقطه متهم شده بود، و آنتروپی پایین به طور کامل فاسد نشده است.
          من این را در کتاب من توضیح در جزئیات. اگر شما می خواهم به خواندن آن فقط به من ایمیل خود را ارسال کنید و درخواست آن را. من به شما یک پی دی اف رو به جلو. من هم تورم توضیح در آن فصل، و فاز های اخیر شتاب از انتقال به سرخ. همه این اثرات انتظارات طبیعی از این مدل می باشد. این، البته، به صورت خودکار راست مدل را ندارد، اما آن را از آن جالب است. ارزش این است که ما در حال حاضر ممکن است یک مدل است که توضیح می دهد مشاهدات ما به طور کامل و در یک راه این است که به طور مستقیم در دسترس است. :-)

  7. Iiro می گوید:

    سلام،

    کار بزرگ در واقع.
    من شده اند تماشای فیلم های خود را از در طول دو روز گذشته و من واقعا دوست دارم سادگی و ظرافت از رویکرد خود را. این برخی از زمان و خواندن تر برای من به درک عمیق تر در رسند. اما یک مشکل وجود دارد allready که من قادر به حل توسط خود من هستم و آن این است:

    در تئوری خود را بدون نیاز به نیروی گرانشی وجود ندارد. خط مستقیم است به طوری که تعریف است همان مقدار کوانتوم عبور در همه طرف از یک جسم در حال حرکت است. این لیدز به یک مسیر منحنی (اقلیدسی حس) که پرسم کوانتوم بیشتر (شی با جرم) در کنار جسم در حال حرکت است. در حال حاضر ما به یک مشکل اجرا (آن است که بیشتر propably ذهن میمون من از دست رفته برخی چیز ساده به دلیل ساعات :-) چرا که در این سناریو مسیر که جسم طول می کشد بر روی سرعت آن بستگی ندارد. بنابراین اگر ما سرعت douple، ما باید هنوز هم همان مسیر که ما بدون درست نیست.

    پس لطفا به من نشان می دهد آنچه من از دست رفته به طوری که من می تواند حرکت کند.

    با تشکر برای آوردن حس مشترک به علوم پایه.

    • تاد رابرتز می گوید:

      Iiro،
      سوال بزرگ! شما ممکن است با خوشحالی به کشف که این مدل می گویند که مسیر یک شی به دنبال خواهد داشت بستگی به سرعت آن است. با یک شیب چگالی فضا در محل، به راه راست، راه یک شی خواهد شد، بستگی به سرعت آن است. ببینید که چرا، تصور کنید یک شی است که از طریق فضای هموار و تخت در سرعت آهسته حرکت می کند - اجازه دهید بگویم 20 کوانتوم در واحد زمان. وقتی که جسم را به یک منطقه با یک شیب چگالی حرکت می کند آن را به مسیر که در آن هر دو طرف هنوز هم همان مقدار از فضای در واحد زمان تجربه کنند. بیایید می گویند که گرادیان باعث تفاوت در تراکم به طوری که یک مسیر مستقیم superspatial به 20 کوانتوم در یک طرف از دیگری منجر شود. این شی سپس یک مسیر بسیار خمیده (از منظر اقلیدسی) را دنبال کنید. با این حال، اگر همان جسم وارد منطقه در حال حرکت در 1000 کوانتوم در واحد زمان، پس از آن 1020 در مقابل 1000 یک سمت به سمت یک مسیر با انحنای قوی ایجاد کنید. من امیدوارم که این آدرس درخواست خود را. لطفا توضیح اگر سؤال دیگری دارید :-).
      خالصانه،
      تاد

  8. مارتین می گوید:

    سلام تاد، من چند سوال کردم:
    1. آیا شما می توانید به من کمک تصور چرا که جرم (مانند یک سیب) می افتد به سمت زمین؟ در غیاب یک نیروی گرانش به نام من حدس می زنم این باید اتفاق می افتد زیرا سیب سرعت (که از زمین از طریق فضا) در یک شیب چگالی ... اما من نمی تواند کاملا آن تصویر.
    2. چه در آن است که در یک حباب پلانک است که مختصات شرح داده شده توسط X درون فضایی، Y، Z؟
    3. ذرات زیر اتمی در مقایسه با طول پلانک پس چگونه شما تصویر یک کوارک فضای اشغال بزرگ هستند؟ آیا این اشغال "میلیاردها حباب پلانک؟ آنچه که در ظاهر مانند؟
    4. مکانیزم که جرم را تحت تاثیر قرار چگالی حباب پلانک چیست؟ چگونه توده علت آنها را به یکی شدن؟ من فکر می کنم آنچه که من در تلاش برای گرفتن در اینجا این است که، پس از انجام دور با جاذبه، با چه برداشت من از تجمع ماده جایگزین من با هم (به سیارات و غیره ...)
    5. من فکر می کنم شما گفت یک سیاه چاله به حال به اندازه 1 پلانک. مطمئنا اگر شما را به حباب پلانک در یک سیاه چاله یکی شدن، 'اندازه' خود با این حال بسیاری از حباب پلانک آن را در داخل آن است. از توضیح شما، من تصور آنها پر بسته بندی شده (و نه "طنین انداز ') ... و اگر ماده بیشتر است در، با حباب پلانک بیشتر مکیده، به تصور من از افق رویداد گسترش می یابد، به جای حباب پلانک بیشتر در نوعی از حداکثر تراکم.
    6. من هرگز در سراسر توضیح خود را چگونه توضیح می دهد QST موج دوگانگی آمد. من دوست دارم به آن را بشنود.
    من با بهره گیری چگونه شما انتقال مفهوم QST به عنوان چیزی من در واقع می توانید تصور کنید. با تشکر.

    • تاد رابرتز می گوید:

      1. البته. ☺ اول اجازه دهید بگویم که مشکل می شود توضیح دهید که چگونه یک نیروی گرانش به نام باعث یک سیب را به سمت زمین قرار می گیرند. نیروهای در ازای توضیحات استفاده می شود. بنابراین، زمانی که ما در «نیروهای» تکیه می کنند درک ما از جهان خالی است. هنگامی که آن را گرانش آمد، اینشتین این مانع با کاهش اثرات گرانش به عواقب ناشی از یک ویژگی هندسی غلبه (که هیچ کس قبلا تصور بود). با توجه به اینشتین، متریک از منحنی فضا-زمان در رابطه با وجود توده. به عنوان یک نتیجه، اشیاء مانند ماه در مدار کره زمین به دلیل این مدار مسیر مستقیم از طریق فضا-زمان (با وجود انتظارات اقلیدسی ساده ما) است. هنگامی که ما درک فضا-زمان در شکوه و جلال کامل هندسی آن رمز و راز از نیروهای حل می شود. از آنجا که ماه است که راست، هیچ رمز و راز عمیق وجود دارد.

      ما می توانیم مدل QST ما به طور کامل درک ویژگی هندسی خمیدگی فضا زمان استفاده کنید. در مدل ما، خمش توسط شیب چگالی شعاعی که از اجرام سنگین گسترش ارائه شده است. هنگامی که ما باید این تراکم شعاعی شیب راه حل ما را به محل سقوط با در نظر گرفتن آنچه در آن به معنی پاسخ یک مسیر "راست" در فضا. یک شی است که حرکت مستقیم تجربه مقدار مساوی از فضا. به عبارت دیگر، سمت چپ خود را از طریق همان مقدار از فضا به عنوان سمت راست آن (و همه طرف دیگر) حرکت می کند. تصور کنید که دست دراز خود را به عنوان شما را در فضا راندگی. اگر دست چپ خود را ترانزورس همان مقدار از فضا به عنوان دست راست خود را در برخی از بازه ی زمانی، پس از آن شما در حال حرکت مستقیم. در حال حاضر تصویربرداری از یک شی از ورود یک منطقه از فضا است که شیب چگالی شعاعی پشتیبانی می کند. برای این که شی به ادامه رفتن مستقیم باید به دنبال راه است که آن را با همان مقدار از فضا در سمت چپ آن و سمت راست بدن خود تعامل ادامه خواهد داد. گرادیان شعاعی چگالی این مسیر از پیش بینی های اقلیدسی perturbs. می توانید آن را تصور کنید در حال حاضر شما؟

      2. اگر فرض کنیم که فضا (X، Y، Z ما با آن آشنا هستند) است که در واقع ابرشاره ساخته شده تا از بسیاری از کوانتوم فضا، پس از کوانتوم منحصر به فرد از فضای تبدیل شدن به کوچکترین کمک به معیاری که به تصویر می کشد ترتیبات نسبی کسانی که کوانتوم. کوانتوم خود هستند تا از حجم ساخته شده، اما این حجم را بطور پیوسته بگوید نمی تواند شرکت و یا کمک به متریک X، Y، Z است. بنابراین، متریک خود منحصر به فرد جداگانه است. به عنوان مثال، تصور کنید که شما درخواست شد آنچه که در مولکول آب در دریاچه. یک مجموعه از این مولکول های آب را تعریف می کند، و آنها می توانند اجازه می دهد امواج به واسطه انتشار، اما در داخل مولکول خود مفهوم "آب" است که هیچ جا یافت می شود. مرجع به طور کامل تغییر کرده است، حتی اگر مولکولهای H2O آب را تشکیل می دهند. آیا آن کمک کند؟

      3. درخواست بزرگ. ذرات جرم در این مدل تبدیل به گردابه کمی در خلاء ابرشاره. در این مفهوم آنها تحریف متریک پایدار است که دارای توانایی به صورت محلی تعریف شده (حداقل در مقیاس های بزرگتر از گرداب در درخواست) می باشد.

      4. جرم / انرژی هر زمان است اعوجاج متریک وجود دارد وجود دارد. این به این معنی که هر زمان که کوانتوم کاملا به یک شبکه به طور مساوی فاصله مرتب نشده اند، ماده / انرژی موجود است. در کوانتومی ترازو این است که همیشه مورد، اما شما به عنوان زوم کردن چگالی متوسط ​​صاف کردن (تا زمانی است یک شیب غلظت حاضر شعاعی وجود ندارد)، و ظهور به ظاهر از پوچی (روم تنها انرژی نقطه صفر، خود بخود ایجاد و نابودی ذرات در جفت، که در کوچکترین مقیاس تنها) است. چه چیزی شما را به نظر می رسد گرفتن بهترین خواهد بود با درک غنی از ابرسیالهایی روشن. در ابرسیالهایی گردابه کوانتومی پایدار می توانید فرم و بدون اتلاف باقی می ماند. این شکل گیری ایجاد "ذرات ماده" و چرخش متریک که از آنها را گسترش دهد منجر به اثرات نیروی الکتریکی و غیره. من در این گسترش در کتاب خود، در فصل نیروهای است.

      5. هنگامی که ما صحبت در مورد X، Y، Z اندازه، بله تمام سیاه چاله ها یک اندازه موثر از یک طول پلانک. چرا که آنها نشان دهنده تنها یک محل منحصر به فرد در X، Y، Z متریک. با این حال، superspatially سیاه چاله ها بسیار بیشتر از این است. اندازه superspatial یک سیاهچاله را یک تابع که چگونه بسیاری از کوانتوم آن را تشکیل می دهند. بقیه از آنچه شما به من گفت دقیق برای تلفن های موبایل.

      6. به لطفا از http: // WWW .EinsteinsIntuition .COM و انتخاب خراب کردن منو با عنوان "QST چیست؟ انتخاب کنید و صفحه گرایی بود. این باید به شما یک دید کلی بزرگ چگونه دوگانگی موج / ذره با این فرض که خلاء مادهای است مورد نیاز است به من بدهید. همچنین، فصل 12 و 13 در کتاب من معرفی این مفاهیم با ریاضی کمتر است.

      • مات می گوید:

        من فکر نمی کنم پاسخ شما به طور کامل # 1 درخواست مارتین. در اپل، "دست" چپ و راست تجارب مقدار مساوی از فضای. من به Q & A به دنبال یک توضیح از اپل در حال سقوط از درخت، دور زمین نمی آمد! که چگونه (آشنا) تغییرات انرژی پتانسیل به انرژی جنبشی (لحظه ای استراحت ساقه)، من حدس می زنم ما می خواهم شیب چگالی مقابل به پشت در نظر اما من نمی توانم از آنچه می سازد سیب می خواهم به سقوط فکر می کنم ...

        • تاد رابرتز می گوید:

          مت،

          لطفا تاخیر در پاسخ ببخشید، من شده است کشف مرکزی امریکا است. من اعتقاد دارم که پاسخ من به درخواست خود را در زیر بازنویسی آدرس درخواست خود را. اگر آن را به مدیر فروش نیست من می دانم.

          تاد

  9. مات می گوید:

    بعد از چند حساب من سوال ساده در نتیجه: چه چیزی باعث شتاب در جسم در حال چرخش؟ از آنجا که یک سیب شکستن را از یک درخت به عنوان یک ماهواره در راس یک مسیر مسطح، بیضی شکل است.

    اشیاء در یک تجربه مدار بیضی شکل واژگونی شتاب که راه خود را عمود بر یک خط شعاعی شیب چگالی است. تمام لحظات دیگر آن را تجربه خواهید کرد (د / A) cceleration به دلیل شیب از "جبهه" را به "بازگشت". آیا این به این دلیل که "جبهه تجارب resonations زمان کمتر از" بازگشت "هل می دهد که آن را به جلو؟

    آیا این به معنی (آشنا) اینرسی یک توهم است؟

    آیا اینرسی در زمان نمیشوند یک توهم بهتر اتفاقات در supersuperspace توضیح داد؟

    • تاد رابرتز می گوید:

      برای روشن مت. در پاسخ اجازه دهید من با اشاره به این که بدن در حال چرخش است که تنها "افزایش" از دیدگاه اقلیدسی آغاز خواهد شد. برای هر دیدگاهی که به انحنای فضا- زمان را نشان می دهد که هیچ شتاب درگیر در هر زمان (هیچ نیروی هم) وجود دارد. در کوتاه مدت، با تعویض به یک قاب است که شامل خمیدگی فضا زمان ما "زور" گرانش حل می شود. بنابراین، بله، در بخش، اینرسی آشنا یک توهم است. از آنجا که آن تابعی از جرم و سرعت است، نقاشی، اقلیدسی سرعت بخشی گمراه کننده معرفی می کند. از یک دیدگاه است که شامل خمیدگی فضا زمان سکون از بدن در حال چرخش تغییر نمی کند. آن باقی مانده است سفر مستقیم از طریق فضا-زمان. این توهم، همراه با توهمات دیگر "نیروهای" بهتر است روشن، به دانش من، توسط "اتفاقات در نمیشوند". فصل 20 در کتاب من این موضوع را با جزئیات بیشتری را پوشش می دهد. اگر شما می خواهم یک نسخه PDF من اطلاع دهید.

  10. نیک استیفن گراور می گوید:

    من یک سوال مشابه سایر افراد در این انجمن، من کمی جستجو و می تواند جواب را پیدا کند بنابراین در اینجا می رود.

    اگر ماه بود (فرضی) متوقف در آن مسیر مداری است، چرا که آن را به سمت زمین سقوط؟

    • تاد رابرتز می گوید:

      نیک،
      درخواست بزرگ است. من فرض کنیم که آن را حس می کند به شما چرا یک مدار از یک شیب چگالی در فضا - چرا ماه به دور جای پرواز به سمت راست با. به کراوات بقیه تصویر با هم ما نیاز به یاد داشته باشید که ذرات بنیادی در این مدل گردابه کوانتومی در خلاء ابرشاره است. ذرات ترکیب به شکل اتم ها و گروه های بزرگتر از طریق قواعد ترکیب گردابه کوانتومی. بنابراین ما می توانیم ماه به عنوان یک مجموعه بزرگ از این گردابه چرخش تصور کنید. هنگامی که آن را در حضور یک شیب چگالی (مانند است که زمین را احاطه) است که راه راست را برای هر گرداب وابسته است شیب. و، از گردابه در ترکیب برگزار شد، با متعادل تعاملات مایع پویا، سرنوشت این مجموعه است در بیشتر قسمت ها به اشتراک گذاشته. بنابراین، اگر ماه در مسیر مداری خود متوقف شد آن را فقط راه راست در دسترس است. هر گردبادی که آن را می سازد تا در مورد چنین چرخش که قطعات اعوجاج از عمل چرخش آن (فونون است که آن را تا) به اشتراک گذاشتن تجارب یکسان از فضا. اثر ترکیبی از این قرار گرفتن در معرض شیب زمین مکانی چگالی (خمیدگی فضا زمان)، و ثبات بین حلقه ها ساخت تا این موضوع از این ماه، به ارمغان می آورد همه چیز به سمت راست زمین است.

      لطفا با من می دانم که اگر من می توانم تلاش برای ایجاد این روشن تر دهید.

      تاد

      • مات می گوید:

        که توضیح می دهد که اپل در حال سقوط (نه که من به طور کامل درک) ... من یک لینک به کتاب خود را قدردانی میکنیم.

        • تاد رابرتز می گوید:

          من به شما لینک ارسال کرده اید. لطفا من می دانم اگر شما هر گونه مشکلات باز کردن آن اجازه دهید. من مشتاقانه منتظر نظرات شما.

  11. ران می گوید:

    تاد،

    من شده است انتظار برای اپل به سقوط! با تشکر برای چنین برخوردی است. ممکن است یک کپی از کتاب خود را دریافت کنید من هم؟

    با خودم فکر میکردم اگر دلیل سیب سقوط است به دلیل تفاوت زمان در شیب. به نظر می رسد که مولکول های ارتعاشی "بالا و پایین" در شیب نسبی که کمی کندتر به مولکولهای طور مستقیم در بالا آنها را به حرکت، رسیدگی به جلو و آنهایی که در بالا آنها را. اما گرادیان زمان احتمالا به اندازه کافی شیب دار به تولید اثر است که ما به عنوان وزن فکر نمی کنم. و من از مواد فوق العاده سرد با وزن کمتر از همان مواد در دمای اتاق نمی شنید. پس پاسخ خود را بسیار رضایت بخش است. دوست ارتعاش مولکولی در شیب زمان هر گونه اثری بر حرکت اپل، حتی بسیار کمی؟

    فیلم های بزرگ، سایت بزرگ. نمی توانید صبر کنید برای خواندن کتاب.

    • تاد رابرتز می گوید:

      ران، من فقط شما کتاب را به روز ارسال می شود. من مشتاقانه منتظر نظرات شما.

  12. ویکتور می گوید:

    سلام تاد!

    من بحث خود را در TEDx را تماشا - بولدر و من بسیار الهام گرفته شده بود. من می خواهم برای به دست آوردن یک کپی از کتاب خود را به منظور حفاری به این ایده عمیق تر است. من چند سوال در مورد 11-ابعاد شما در مورد صحبت کنید.

    1. 11 بعد یک عکس ساده شده؟ آیا من آن را درک درستی اگر فکر می کنید که ما در جهان بی نهایت بعدی زندگی می کنند؟ آیا ابعاد بیشتری پاپ تا به ما نگاه نزدیک تر است؟

    2. آیا فضای فوق العاده از جمله زمان فوق العاده E ^ 4 فضایی، و اگر چنین است، چه دلیلی داریم که باور کنم؟

    3. چه نیروهای در حال تغییر مسیر و شکل کوانتوم فضا، و یا این است که فقط یک اثر هندسی حتی عمیق تر دروغ گفتن بعد؟

    پیشاپیش متشکرم!

    • تاد رابرتز می گوید:

      ویکتور،
      1. بله، تصویر 11 بعدی یک تصویر ساده شده است. تصویر کامل متکی بر ساختار فضایی را که شبیه یک فراکتال کامل، حل و فصل هر سطح قطعات داخلی که با همان مجموعه ای از قوانین تداخل می کنند.
      2. نمیشوند الکترونیکی ^ 4 فضا در این مدل فقط به تقریب. این یک ضرورت خودسازگار در مدل به دلیل تفاوت در اندازه زیر کوانتوم به کوانتوم است. تفاوت مقیاس نیروهای انتظار یک نزدیکی E ^ 4 ساختار.
      3. در این مدل هیچ "نیروهای" وجود دارد چرا که همه اثرات با یک داستان علی کامل آمده است، نفی هر گونه نیاز به جلو و در یک نهاد جادویی مسئول ظهور عجیب و غریب. من فقط به شما ایمیل فرستاده شده یک لینک به این کتاب است. برای دریافت پاسخ کامل تر به این سوال، فصل ابرشاره به عنوان خوانده شده.

  13. مات می گوید:

    من تقریبا از طریق کتاب هستم. من آن را ایمیل به شما با اصلاحات (غلط املایی، قالب بندی، چند نظر)

    من در راه نا امید شد شما باید به صورت بازگشتی QST با هم تداخل دارند - فضا در قاب B نمیشوند در قاب C است ...

    آیا شما حتی سعی کنید آن را با هم همپوشانی دارند به طوری که فضا آشنا در قاب B نمیشوند در قاب C است؟

    شاید من فقط دوست دارم تصور دریافت تکان خوردن از یک بعد بالاتر است.

    • تاد رابرتز می گوید:

      مت،
      مشخصات فنی ساختار نقشه انعکاسی است، به این معنی سفارش منعکس شده است. از طریق فصل 11 دوباره نگاه کنید، و اگر این است که روشن نیست لطفا اجازه دهید من می دانم.

  14. trollthetrolls می گوید:

    سلام تاد من یک سوال در مورد انتقال به قرمز، IM تعجب سیستم و یا ستاره ای که آنها می گویند در حال افزایش است آن از automaticly معنی جهان سوراخ در حال افزایش است و یا شاید فقط آن بخش .How بسیاری از مراسم این پدیده آنها مشاهده کرده اند. آیا ممکن است وجود دارد یک جرم بزرگی در مقابل این سیستم این است که کشیدن آن را سریع تر، شاید یک سیاه چاله .are سیستم از راه دور که نسبت به ما عنوان. کنجکاو.

    • تاد رابرتز می گوید:

      این پرسش ها خوب هستند. برای بیشتر در عمق جواب از من خواهد شد ارائه در اینجا، لطفا فصل من در انرژی تاریک در شهود انیشتین را ببینید. اگر شما کتاب را ندارند من یک درخواست از طریق ایمیل ارسال کنید. پاسخ کوتاه هستند ... هنگامی که ما مشاهده انتقال به سرخ بسیاری از که ممکن است (معتبر) توضیحات برای این اثر وجود دارد. توضیح محبوب ترین، اثر دوپلر، که مشخصه تغییر در طول موج مشاهده به علت حرکت از جسم ساطع نامیده می شود. اگر از درون چارچوب مرجع جسم در حال انتشار آن قرار دادن یک نور زرد، اما در حال حرکت است به دور از شما به سرعت در حال، پس از آن از چارچوب مرجع خود را به شما خواهد شد به یک رنگ است که به سمت انتهای قرمز طیف نور منتقل ببینید. مقدار تغییر بستگی به سرعت. اگر آن را به سمت شما در حال حرکت پس از آن نور آبی منتقل خواهد شد. این اثر بدون شک واقعی است. هنگامی که ما در سیستم های دور است که به سرعت در حال نخ ریسی نگاه کنید، لبه حرکت به سمت ما نشان از SHIFT آبی، در حالی که لبه سیستم از ما دور نمایشگاه انتقال به قرمز. سوال این است، آیا این تغییر کلی قرمز ما برای همه از راه دور سیستم مشاهده این مفهوم را میرسانند سرعت رکود اقتصادی؟ پاسخ این است که آن را لزوما به این معنا نیست. گزینه های دیگر وجود دارد. من یک گزینه به خصوص زیبا و ساده در آن فصل کاوش اگر شما می خواهم به درک یکی دیگر از گزینه. چگونه بسیاری از مشاهدات از انتقال به قرمز وجود دارد؟ بسیاری از. در واقع، در فاصله بزرگ هر سیستم انتقال به سرخ است. گمان می کنم از لحاظ فنی ممکن است که همه آنها توده های عظیمی را پشت سر آنها را کشیدن سریعتر دور از ما، باعث اثر داپلر، اما شانس این امر می تواند بسیار کم به دو دلیل. دلیل اول این است که همه کسانی که اشیاء را به صورت راهبردی قرار داده به طوری که آنها دقیقا مقابل مورد از محل ما، که به نظر نمی رسد هر گونه انگیزه یا توضیح بودند، ساختگی و از نظر آماری کاملا غیر منتظره به نظر می رسد، و دوم است این است که هیچ دلیلی برای انتظار است که همه اجسام دور را می توان در این راه زوج وجود دارد.

  15. مایل می گوید:

    فقط یک تازه وارد به این نظریه، داشتن تنها دیده می شود "تجسم 11 بعد" بحث تد و خواندن برخی از مطالب در سایت. تکنیک برون یابی از پذیرش که فضا-زمان مادهای است چه من توطئه بیشتر است. این ایده از گرداب ظاهر می شود در یک سطح کوانتیزه (به عنوان مثال به جای تمام آب در سطل حال چرخش به دور یک محور مرکزی، کوانتیزه گردابه ظاهر می شود در ابرشاره). می تواند کوانتوم خود به عنوان گردابه ها در 11 بعد تعریف شده است، و می تواند این مفهوم را میرسانند که بیشتر آن را حرکت فضا-زمان ابرشاره به عنوان یک کل است که باعث این گردابه به وجود می آید؟ درست همانطور که در ابرشاره در سطل، که در آن سیستم به عنوان یک کل در حال حرکت است که باعث این گردابه کوانتیزه به نظر می رسد. است که می گویند، که فضا-زمان است که باعث می شود تا کل جهان است برخی از حرکت های اساسی به عنوان یک کل که به نوبه خود منجر به این گردابه که ما به عنوان particels و بار تجربه می دهد.

    • تاد رابرتز می گوید:

      مایل،
      این یک بینش زیبا است. بله، این مدل منجر به این انتظار که گردابه کوانتیزه داخلی به سیستم تظاهرات برخی از حرکت های خارجی (بیش از انفجار بزرگ سمت چپ) می باشد. اما گردابه هستند کوانتوم خود، به جای این گردابه از از ابرشاره که ساختار کوانتوم ساخته شده است. گردابه کوانتیزه به جای تبدیل، به عنوان شما را در آخرین حکم خود را، ذرات بنیادی جرم نشان می دهد. اگر شما می خواهم به خواندن بیشتر در مورد این، من توصیه فصل من 21 - ابرشارگی و فصل 22 - تدریجی داریم.

  16. پیتر می گوید:

    شما به ذکر است که نسل توده را می توان به عنوان یک شکست تقارن رویداد توصیف کرد، اما ادبیات اولیه بسیار متراکم است. است وجود دارد یک راه ساده تر را به مفهوم "جرم" در QST، و از آن، بهتر درک کنند که چگونه ممکن است توده چگالی فضای-حباب "و از این رو، گرانش را تغییر می دهد؟ مفهوم عوامانهی گرانش به عنوان یک "اتهام" از انبوه که ناشی از تعامل ذرات با بوزون میدان ارزشی به نظر می رسد مش با QST. کمک!

    • تاد رابرتز می گوید:

      پیتر عزیز،
      بله، این مدل را ارائه می کند یک راه ساده تر را به مفهوم "جرم است." در اینجا گزیده ای است که باید کمک به ایجاد اتصال (اگر شما می خواهم برای دیدن این بحث را با مراجع آن، ارقام، و معادلات، یک درخواست به من ارسال برای کتاب از طریق ایمیل):

      جرم کلمه اشاره به حضور یک اعوجاج هندسی در متریک - به طور خاص حضور یک اعوجاج موضعی در خلاء افزایش تراکم. با تحریف که محلی نیست، تحریف که نیاز به انتشار عرضی به منظور حفظ شود، به عنوان نور به طور کلی به عنوان انرژی اشاره شده است، و یا. با تحریف با کاهش چگالی به انرژی منفی می گویند.

      در یک متریک مایع، از حجم کل هندسی هر یک از اعوجاج بسته به سرعت متفاوت خواهد بود. هنگامی که یک ذره جرم (اعوجاج خلاء موضعی) در حال حرکت است، مقدار که اعوجاج chacterizes جرم باقی مانده ذره، همچنین به عنوان جرم ذاتی آن شناخته شده است. وقتی ذره حرکت می کند، یک جبهه موج می سازد تا در مقابل آن، اضافه کردن به انحراف از هندسه خلاء است. هر چه سریعتر آن حرکت می کند بیشتر اعوجاج. اعوجاج اضافی مشخصه جرم جنبشی ذرات. را به عنوان روش سرعت انتشار از متوسط، اعوجاج متریک مجموع نزدیک یک مقدار بی نهایت است. به همین دلیل است که طول می کشد مقدار بینهایتی از انرژی برای سرعت بخشیدن به یک ذره با جرم بقیه غیر صفر به سرعت نور است.

      Once ما فرض کنیم که خلاء کوانتیده (مانند هوا) است، مفهوم جرم نسبیتی، که ارزش بستگی به سرعت، به طور خودکار زیر است. زمانی که ما ذرات با جرم استراحت، آن را بی اهمیت (تدریج با توجه به خلاء) برای توضیح جرم جنبشی (همچنین به عنوان جرم نسبیتی شناخته می شود) است. اما چگونه می توان ظهور جرم باقی مانده را توضیح دهید؟ چگونه کسانی که مناطق محلی از افزایش تراکم فرم؟ چرا آنها تنها در اندازه های خاصی - به طور خاص تجویز ذرات بنیادی که ما در طبیعت پیدا کنید؟ چه می کند این مقدار جرم بسیار ویژه؟

      در اشاره به این پرسش ها، فرانک ویلچک، فیزیک، برنده جایزه نوبل، اشاره کرد که ویلیام تامسون (همچنین به عنوان لرد کلوین شناخته می شود) فرض یکی از ایده های زیبا ترین شکست خورده در تاریخ علم که او پیشنهاد کرد که اتم ممکن است گردابه در اتر که سایه افکنده فضا. اعتقاد به اتر، یک محیط نامرئی در فضا-زمان که امواج الکترومغناطیسی پایدار، تامسون از کار هرمان هلمهولتز، که نشان داد که "گردابه اعمال نیروهای در یک دیگر، و این نیروها فرم یادآور نیروهای مغناطیسی بین سیم حامل الکتریکی را کنجکاو شد جریان. "به عنوان او را به کاوش این اتصال او به رسمیت شناخته است که گردابه کلید به دست آوردن یک مدل است که می تواند توضیح دهد که چگونه چند نوع از اتم، هر موجود در تعداد بسیار زیادی از نسخه های مشابه، می تواند در طبیعت بوجود می آیند بود.

      To get his theory of vortex atoms off the ground, Thomson assumed that the aether was endowed with the ability to support stable vortices. Following Helmholtz' theorems, he then noted that distinct types, or “species,” of vortices would persist in the medium, and that these fundamental vortices could aggregate into a variety of quasi-stable “molecules.”
      Thomson's idea is quite appealing – the idea that stable quantum vortices, whose topologically distinct forms and sizes are naturally and reproducibly authored by the properties of the medium itself, are the building blocks of the material world. Sadly the idea has faded into obscurity, cloddishly dismissed and rejected, because the aether, the background fluid that these vorticities were thought to critically depend on, has been abandoned. Scientists assumed that if the aether is out, then Kelvin's quantized vorticities are also out. They mistakenly threw the baby out with the bath water.

      Providentially, the elegance of Thomson's quantized vorticities is resurrected when we trade the aether assumption, that there is a medium in the vacuum that supports electromagnetic waves, for the assumption that the vacuum itself is a superfluid medium with a metric that is macroscopically describable by the wave function. The assumption that the vacuum is a superfluid, also called a quantum fluid, instinctively establishes vortex stability. It also leads to the expectation that the structure of the material world is written into the substrate of the vacuum itself, that as quantized vortices form in the vacuum, supersymmetry is broken and subatomic particles emerge with very specific properties.

      We are just beginning to explore some of the promising new possibilities offered by quantum fluids. Current research is focused on, among other things, theoretically understanding the formation of quantum vortices in Bose-Einstein condensates (and how they combine to form stable unions), linking those quantum vortices to a concept of matter origins, and using BEC's to model black holes and their related phenomena in the lab.

      If vortices in the vacuum correspond to particles then “concentrated energy in empty space can transform virtual particles into real ones.” If this is what is going on then the mechanism behind this transformation (the Higgs mechanism) needs to be explained. We need to explore how massless particles with two physical polarizations acquire a third stable polarization in the longitudinal direction. We need to figure out how the property of mass (locally maintained geometric distortions, or quantized vortices) spring into existence.

      To push us towards an answer, we note that if we spin a beaker containing a superfluid we end up with an array of vortices scattered about in that fluid. (The number of vortices introduced is proportional to ħ/m.) Interestingly, superfluidity breaks down within each of these vortices, while everywhere else the fluid retains its superfluid characterization, and remains still (in the macroscopic sense). Therefore, the rotational energy of the external rotation becomes contained within these quantized vortices. The differences in response to rotation can be more precisely quantified by noting that the tangential velocity of the quantized vortices has a modulus that decreases with r:
      (Equations did not fully copy – see Chapter 22 – Quantum Vortices for equations and figures.)

      whereas the tangential velocity of a rigid rotator has a modulus that increases with r: v = Ω × r.

      This is what allows us to claim that the vortices are localized. This, combined with the fact that vortices are defined as certain geometric distortions in the vacuum that spontaneously break or hide the underlying higher symmetric state, makes them perfect candidates for particles that inherit their rest mass via the Higgs field. Vacuum superfluidity, therefore, gives teeth to the Higgs field hypothesis.

      The Higgs field (also called the Higgs boson, or the God particle) is used to codify the mysterious fact that particles possess rest mass. It is held responsible for causing certain geometric distortions in the vacuum and thereby spontaneously breaking or hiding the underlying higher symmetric state of spacetime. How this field spontaneously breaks the symmetry associated with the weak force and gives elementary particles their mass, how it lowers the total energy state of the universe, or how viscosity is introduced into the system, is not yet clear.

      The Higgs boson was introduced into the electroweak theory as an ad hoc way of giving mass to the weak boson. Even with this insertion the electroweak theory fails to solve the mass generation problem because it does not explain the origin of mass in the Higgs boson. Instead, the theory introduces this mass as a free parameter via the Higgs potential, making the value of the Higgs mass ultimately just another free parameter in quantum mechanics.

      Matters are further complicated by the fact that the value of this Higgs parameter has only been indirectly estimated. Many different estimates for the value of the Higgs have been posited by the standard model (and its extensions). But even if theorists knew how to pick among these values, even if the mass of the Higgs boson were theoretically fixed, we would not have a fundamental solution of the mass generation problem. The Higgs postulation only reformulates the problem of mass generation, pushing the question back to 'How does the Higgs boson get its mass?'

      This is where vacuum superfluidity comes to the rescue. Vacuum superfluidity naturally postulates a fundamental mechanism for mass generation, without explicitly forbidding the existence of an electroweak Higgs particle. In short, it has been shown that elementary particles can acquire their mass due to an interaction with the vacuum condensate – much like the gap generation mechanism in superconductors or superfluids. Therefore, if the Higgs boson exists, then vacuum superfluidity explains the origin of its mass by providing a mechanism that can generate its mass. If the Higgs boson does not exist, then the weak bosons acquire their mass via direct interaction with the vacuum condensate. Either way the mass of the weak boson is a by- product of the fundamental mass generation mechanism encoded by vacuum superfluidity, not a cause of it.

      This idea is not entirely novel to a superfluid vacuum theory. Nevertheless, this topological explanation for mass generation elevates this theory to a construction that is at least ontologically on par with braid theory or loop quantum gravity. The assumption that the vacuum is a superfluid makes it possible to describe the symmetry-breaking relativistic scalar field (which is responsible for mass generation) in terms of small fluctuations in the background superfluid. Under certain conditions these fluctuations come together to take on the properties of elementary particles.

      As vacuum fluctuations come together to create stable metric 'braids,' as twisting vortices form and stabilize, they become capable of taking on mass particle characteristics – a third polarization state and the property of being localized. (Not all fluctuations will combine into stabilized vortices.) This opens up the possibility of topologically interpreting electric charge as twists that are carried on the individual ribbons of a braid. Likewise, color charge can be interpreted topologically as the available twisting modes.

      All of this suggests that matter generation is explicitly related to quantum vortex formation in the superfluid vacuum (or the generation of dark solitons in one-dimensional BEC's). Superfluid vortices are allowed for by the non-linear  term in the Gross-Pitaevskii equation.
      These plaits of quantized angular momentum are most naturally represented by a wavefunction of the form  , where ρ, z, and θ are representations of the cylindrical coordinate system and l is the angular number. In an axially symmetric (harmonic) confining potential this
      is the form that is generally expected. To generalize this notion we determine  by minimizing the energy of  according to the constraint  . In a uniform medium this becomes:
      where: n2 is density far from the vortex, x = ρ / l ξ, and ξ is healing length of the condensate. For a singly charged vortex (l = 1) in the ground state, has an energy  given by:
      ،
      where b is the farthest distance from the vortex considered. (A well-defined energy necessitates this boundary b.)
      For multiply charged vortices (l > 1) the energy is approximated by: .
      
      Such vortices tend to be unstable because they have greater energy than that of singly charged vortices. There may, however, be metastable states, that have relatively long lifetimes, and it may be possible for vortices to come together and create stabilized unions.

      Dark solitons are topological features in one-dimensional BEC's that possess a phase gradient across their nodal plane. This phase gradient stabilizes their shape even during propagation and interaction. Because these solitons carry no charge they are prone to decay. Nevertheless, “relatively long-lived dark solitons have been produced and studied extensively.”

      When it comes to the mass generation problem vacuum superfluidity has become a thriving contender among a swarm of competing theories. Because it explains mass and energy strictly in terms of geometry it has positioned itself as the contender with the most ontological potential.

      – I hope that helps.

      تاد

  17. Carnoy Aurelien says:

    hello dear Thad

    I am not sure this is the right place to post my comment,
    so feel free to move it if you need too. TY

    i hear you say all electrons look alike
    would it help you to hypothesis that they are all the same one?
    what i mean by this is: an electron is a place in space time
    that phenomenon is the same one ,
    we just observe it from different points of view

    I'm not saying it is reality
    it is just a tool
    to nicely illustrate
    how one can consider realty

    an other example of that tool would be
    the similarity between black/white whole and the big bag theory
    though many different point of vue on what we are talking about
    can lead people to disagree 😛

    This is why i used the electron example
    as it seemed simpler
    (i hope my English convey my meaning
    as i an French)

    i hope to hear from you
    take care
    Aurelien

    • تاد رابرتز می گوید:

      Dear Carnoy,
      The idea that there is only one electron in the Universe manifesting itself in many places (with many complex stories for how it gets to all of those places) has already been proposed. What people are trying to achieve in this proposal is an explanation for the uniformity between all electrons. Personally I find the simplest story to be most likely, and most explanations I've heard for how one electron manifests itself in multiple places in space and time have been very complex. The simplest explanation I know of so far is that there is a property in the vacuum itself that inscribes the properties of the elementary particles (including the electron). If the vacuum is a superfluid, then the quantum eddies that form due to superfluidity, which only come in very specific states (eddie 1, 2, 3… but no eddies with properties between those), are natural expectations. If those eddies are the elementary particles, than that would be the most simple explanation possible. This is not to say that I am discouraging the idea you are suggesting. All ideas have value in science, and science needs people that are willing to use their creative imaginations to come up with new ways of seeing things.

  18. eric says:

    سلام
    i have listen to your tedx talk with a lot of interest.i have a few question that i cant realy grasp with this consept. if the space is made of `something` you still endup with something empty between those little space, what is empty made of? if all the space touch at some point and allow thing to move from a space to another space whitout having to pass into something that dont exist/empty it would ease my mind but dont allow for 3 dimention you talk about. at what level of the atom do the space interact to create gravity? how can we manipulate space from the atomic point of view to test that theory?
    متشکرم
    اریک

    • eric says:

      i forgot to ask how energy intereact with space?
      متشکرم

    • تاد رابرتز می گوید:

      Eric,
      تشکر از شما برای پرسش های شما. The TED talk did not go into much depth. Let me provide a little more here. The full structure of this model assumes a fractal geometry, meaning that it assumes that the vacuum is made of parts, and that those parts (and the medium that separates them) are made of smaller parts, and so on. Due to this hierarchical structure, the exact model we are discussing depends upon the resolution we choose to focus on. If we stick to 11 dimensions, then the vacuum is made of quanta, each of which contain interspatial volume, the vacuum quanta are separated by superspatial volume, and the entire collection fills out the familiar spatial volume. Your first question asks what the superspatial volume is, or perhaps what it is made of. The model ultimately assumes that superspace is, in a self-similiar way, made of sub-quanta, and therefore has fluid properties of its own. The sub-quanta are not resolved in our 11 dimensional resolution, but if we want to resolve them we simply jump to the next level of resolution, which is a 30 dimensional map (27 spatial dimensions, and 3 temporal dimensions). Also, in the model the vacuum comprises all the “furniture of the world” or everything that manifests in space. Quantum vortices in the superfluid vacuum are the fundamental matter particles, and the density gradients that surround them are the gravity fields. All forms of energy are marked by metric distortions, differences in the distributions of the quanta that make up the vacuum. These distortions can be propagating waves, or phonons, like sound waves through air, or they can be quantum eddies, gaining what physicists call a third polarization – making it possible for the distortion to be maintained without necessarily having to move through the metric. The vacuum is more fundamental than atoms of matter. Many vacuum of quanta choreograph together to make quantum vortices, which form the fundamental particles, like quarks, which combine to make protons and neutrons, and eventually atoms. As for testing the theory, there are several ways to test this theory, as it makes clear departures from traditional projections in cosmology, general relativity, and quantum mechanics. First off, it posits that Lorentz symmetry is not an exact symmetry of Nature but instead a symmetry that manifests in the low momentum regime. The prediction, then, is that with enough energy and momentum we should be able to detect Lorentz-breaking corrections. To do this we need energies and momenta that extend beyond the excitation threshold of the superfluid vacuum. Also, it offers an explanation for red-shifted light in cosmology, which, of course, leads to completely different claims about dark energy. Also, its quantum mechanical predictions insert a nonlinear term in its wave equation, whereas the standard interpretation of quantum mechanics sticks with the linear term only (which is why it remains restricted from wrestling with the phenomena of general relativity). If you'd like to look into this in greater depth, feel free to send me a request for a free copy of the book.

  19. eric says:

    sure, thank you

  20. Stolrael Dowell says:

    You touched on it. But I really want an elaboration on how matter moves from one quantum of space to the next. You said quanta can touch superspatially, but do they have to be?

    • تاد رابرتز می گوید:

      Matter particles are quantum vortices in this model, which means that even fundamental quarks are made up of many quanta of space. For matter particles to move through space the collection of vortices that make it up, or at minimum the vortex that makes it up, moves through the medium in a way very similar to how a whirlpool moves through water. To begin exploring the basics of this kind of motion I suggest looking up phonons, otherwise known as quasiparticles, which can be defined as collective excitations in the periodic, elastic arrangements of atoms or molecules of a medium (in this case the quanta of the superfluid vacuum). These phonons can take on different forms, but they all represent excited states in the medium. When these excited states become quantum vortices, they represent matter, instead of energy in the form of light, but the motion of these vortices is still determined by the parameters of the elastic medium.

  21. Nathan Duke says:

    Dear Mr. Roberts,

    1. Are Quanta physically real, material objects (as in substantive components of a superfluid)? Or are they rather, like a Euclidian coordinate plane, a conceptual representation of space (with the additional property of representing the confluence of the five constants of nature within any given unit of space) to be superimposed upon it, for the purpose of standardizing a base unit of measure so that we can more clearly perceive it's properties and more completely & accurately analyze & explain it's behavior?

    2. If so, do Quanta have mass?
    3. Is the “space” between Quanta quantiz(ed/able)?
    4. If quanta are indivisible, how then are they comprised of “sub-quanta and so on, ad infinitum”?

    As RB Fuller once said, “All truths are omniinteroperable.” Please help me reconcile these seemingly non-interoperable assertions of truth on the part of your theoretical framework. I am a lay person with only the most rudimentary grasp of this material. But since you state that QST offers an intelligible view of these normally inscrutable concepts, I write to you in the spirit of understanding (or at least aspiring thereto!).

    متشکرم.

    PS Your alternate explanation of red-shift gave me the first glimmer of hope for the future of the cosmos since Edwin Hubble's entropic prophecy seemingly sealed it's doom. I still have some questions about that, but I'll leave those for later…

    -

    با احترام،
    Nathan Duke
    Lead Designer
    Brandingo​.biz
    949-468-5688 cell
    619-567-0000 office
    619-916-3630 fax
    nathan.​duke@​gmail.​com

    • تاد رابرتز می گوید:

      Hi Nathan,

      Thanks for your questions. I'll attempt a concise set of answers here and point you towards my book for a richer explanation. (I've just emailed a pdf copy of it to you.)

      You asked, “Are we to understand that Quanta are literally real material objects? Or, like a Euclidian coordinate plane, are they simply a conceptual representation of space (with the additional property of representing the confluence of the five constants of nature within any given unit of space) to be superimposed upon it for the purpose of standardizing a base unit of measure so that we can more clearly perceive it's properties and more completely and accurately explain it's behavior?”

      I am aiming at the former of these options, as the superfluid vacuum model of quantum space theoy is meant to provide a complete ontology. However, I would not object to someone fleshing out an interpretation based on the latter, but I suspect it would not carry as much explanatory import.

      In response to your other questions:

      1. Do Quanta have mass?

      No, quanta do not have mass. Mass is a distortion in the geometric arrangements of the quanta. It is a collective property and therefore cannot be attributed to a single element of the collection – just as one molecule of air cannot have pressure.

      2. Is the space between Quanta quantiz(ed/able)?

      Yes it is, but on a completely different scale – the same scale on which the quanta themselves are quantized. Chapter 11 should help with these concerns/questions. If it doesn't resolve them please let me know.

      3. If quanta are indivisible, how then are they comprised of “sub-quanta and so on, ad infinitum”?

      Quanta are not indivisible. They are merely the smallest units if space. The same applies to gold. It can be divided down to one atom if gold and still be gold. We cannot divide one atom of gold and still have gold, but this doesn't ultimately or logically stop us from dividing it. The division is possible, but it requires moving beyond the properties and definition of the medium (gold). The claim here is that the same applies to space as a medium.

      I hope that helped. While you read the book please keep a list of your questions and comments and send me any unresolved questions or constructive comments. If you find any particular section unclear I would like to know. Your critical analysis is valuable to me as the aim of my book is to make these topics accessible to everyone with a sharp mind regardless of their level of training in physics.

      متشکرم.

      تاد

      PS Questions related to your postscript comment are covered in Chapter 28 of my book. لذت ببرید.

  22. تاد،

    Watched your TEDx Youtube video last night and was blown away. I spent this morning reading your web site and would now like to see the technical details of your QST book.

    My background is BSc Physics, MM Mathematics. I spent my working life in computing and am now retired.

    I left grad school (UMd, College Park ) in quantum physics because of a deep dissatisfaction with QM: I understood the math – but had grave doubts about the epistemology. I have tried to keep current over the past 50 years ( my God, has it been that long? ) reading as much as possible on current theories.

    Your ideas – if I understand them correctly – are utterly wonderful. I have believed for some time that whatever reality is – it is emergent with infinite complexity derivable from simple recursive rules.

    I spent some time a few decades ago exploring the world of fractals ( see https://​www​.flickr​.com/​p​h​o​t​o​s​/​h​o​r​t​o​n​h​e​a​r​d​a​w​h​o​/​4​4​8​2​2​2​6​0​23/ for a sample of my Mandelbrot set animations ) and am particularly excited that you recognize the deeper fractal nature of reality.

    I also happen to have many of the same personal interest as you ( PADI Divemaster, Space enthusiast, Fossil hunter, amateur geologists. )

    Looking forward to an exciting read and hope I can provide you with some useful feedback.

    ماروین

    • جف چپل می گوید:

      Thad is abroad at the moment, so I'm not sure how long it will take him to respond.

    • تاد رابرتز می گوید:

      Hi Marvin,

      I apologize for taking this long to respond. I've been abroad for several months, traveling with a quantum physicist and then a philosopher of physics. It seems that you and I do have much in common, and I look forward to exploring that with you. Throughout the book my main goal remains to return us to an investigation that does not turn its back on epistemological concerns, so I would very much appreciate it if one of the lenses you evaluated my book through was the epistemological lens. Let me know if it holds up a satisfactory epistemological argument. Of course, there is no requirement that you end up believing that Nature perfectly conforms to the model, as keeping our doubt around in healthy doses is important, but it is important that whatever route we explore does not turn it back on ontology and epistemology. If you have any thoughts as you read, or think any particular parts could be improved, please let me know. I'm sending you a copy of the book to your email. I very much look forward to your feedback and starting a dialogue with you.

      تاد

  23. Dr. Morozov says:

    Hello Mr. Roberts,

    I have only one question without a good answer to which it would be impossible for me to accept that space is quantized.

    The problem is that any quantized structure automatically makes space anisotropical. In other words some directions in space become “favorable”.

    I suppose in the case of no distortion the “space” quantums you introduce would form a 3d grid, packed in nice rows along the 3 mains axis. As long as you move along an axis everthing is fine – the distance traveled is equal to the number of space “quantums” passsed.

    But suppose you were to go in a right angle triangle with its sides along the axises along the hypotenuse. If you are hoping over “quantums” you will have to do this in a stepped-like manner, gathering the same number of steps as the sum along the sides. Obviously according to the Pythagorean theorem this can not be true.

    • تاد رابرتز می گوید:

      Dr. Morozov,

      As you might recall isotropy is defined macroscopically, like pressure. In this sense there is no inherent anisotropy inscribed by quantization. For example, if we have a container of gas, which we believe to be made of quantized parts (atoms or molecules) and we are in space with no measurable gravitational field, then the gas will display uniformity in all directions, having no preferred arrangement one way versus another and having equal density throughout. In other words, it will be isotropic. Isotropy could be introduced into this system of gas, however, if we put a cold sink in the middle. Then we would find that the gas was denser near the cold sink and radially less dense as distance from the cold sink increased. This would create anisotropy in the system. The same is an option for quantized space, and such anisotropic regions represent gravitational fields, or Einstein's curved space.

      To your second point, you are right to recognize that the Pythagorean theorem is challenged by quantization, at least in its theoretical limit. And as it turns out, it is already well established that the Pythagorean theorem does not ubiquitously hold in Nature. Wherever space is curved the Pythagorean theorem no longer holds, the greater the curvature the more it fails to represent the system. Also, on microscopic scales it may not hold unless we take time averages with significant spans.

      Your points are quite insightful. I address them to much greater lengths in my book. If you'd like a copy please let me know.

      تاد

  24. Ben says:

    Thank you so much for sharing your ideas. I would love a link to your book

  25. Vivek says:

    Hello Mr. Roberts,

    I recently watched your TED talk and am fascinated by the idea. The explanation of gravity was very elegant! However, I still have a few questions:

    1. I didn't quite understand the explanation of redshift. Could you please elaborate?

    2. Does the theory predict an expanding universe? The big bang?

    3. What is the fate of the universe if this theory is correct?

    4. Does it have any connection to string theory?

    5. Why 11 dimensions?

    Also, could you please email me a copy of your book?

    Thanks much.

    • تاد رابرتز می گوید:

      سلام ویوک،
      من به شما ارسال کتاب. اجازه دهید من در اینجا پاسخ کوتاه ارائه و شما را به بخش های از کتاب را که سوالات خود را در عمق بیشتر پاسخ دهد.
      1،2 - من با شما موافقم، بحث TED بسیار با عجله بود و کوتاه - بسیار به شرح وجود دارد. انتقال به سرخ در این مدل برای به دو روش اختصاص داده است. اثر دوپلر (یک تابع از حرکت نسبی بین منبع و ناظر) باعث می شود نور برای تبدیل شدن به قرمز (یا آبی) منتقل شده، به عنوان حرکت نسبی بلند و یا کوتاه طول موج را دریافت کرد. انتقال به سرخ نیز برای امواج در محیط رخ می دهد اگر فشار متوسط ​​کاهش می یابد که به عنوان کسانی که از طریق آن امواج سفر می کند. بنابراین، اگر خلاء محیط مایع است، پس از آن فونون موج هواپیما (نور) که از طریق آن طی مسافت های طولانی انتقال به سرخ تبدیل خواهد شد به عنوان فشار از خلاء از دست فشار است. در این کاهش فشار با ساختار فراکتال از خلاء است. از آنجا که خلاء است تا از کوانتوم، که به نوبه خود متشکل از زیر کوانتوم هستند، و به همین ترتیب. برخورد بین دو کوانتوم تنظیم مجدد داخلی زیر کوانتوم، و این اعوجاج هندسی برخی از انرژی از حرکت کوانتوم می کشد. تفاوت در اندازه بین سطوح (بین کوانتوم و subquanta) بسیار بزرگ است، به طوری که مقدار انرژی از دست رفته به درجه آزادی داخلی بسیار کوچک است، اما بیش از بسیاری از برخورد از دست دادن انرژی قابل توجه است. مدل پیش بینی انفجار بزرگ، و تورم، اما به دلیل آن را برای انتقال به سرخ حساب هندسی آن معنا نیست که مشاهدات انتقال به سرخ نشان می دهد که جهان در حال گسترش. فصل 28 را ببینید.
      3 - سرنوشت جهان است که در نهایت رنج می برند یکی دیگر از برخورد خارجی، باعث جهان به تنظیم مجدد در آنتروپی پایین و انرژی بالا است. قوانین داخلی و ثابت های از طبیعت باقی خواهد ماند همان است، اما دولت شروع ممکن است متفاوت باشد، تا زمانی که برخورد بعدی کارگردانی تکامل آن است. فصل 27 را ببینید.
      4 - بله برخی از همپوشانی با این نظریه و ایده های برگزار شده توسط نظریه ریسمان وجود دارد، اما پایه های مفهومی آن متفاوت است. با این وجود، branes نظریه ریسمان ممکن است نظر گرفته می شود چیزی است که توسط مساحت سطح کوانتومی خلاء مدل شده است. (نگاه کنید به صفحات 33، 35-36، 53، 186-187، 318-319 و.)
      5-11 ابعاد هندسی از نتیجه تدریج خلا است. این است که در فصل 11 پوشیده شده است.
      لطفا من می دانم اگر سوال خود را راضی هستند وقتی که شما خواندن کتاب، و اگر سوالات بیشتری آمده تا، لطفا به اشتراک بگذارید دهید. این کتاب تا حد زیادی در پاسخ به پرسش گذاشته شده توسط دیگران بهبود یافته است.

  26. ویوک می گوید:

    من تا به حال چند سؤال دیگر من را فراموش کرده بپرسید:

    آیا نظریه هر گونه جنبه احتمالی در همه؟

    آن را دریافت کند از نظریه کوانتوم خلاص شدن از شر به طور کامل؟

    چه در مورد ذرات مجازی می گویند؟ تونل زنی کوانتومی؟

    دقیقا چه چیزی شما زمانی که شما در مورد ساختار فراکتال از تئوری صحبت کنید؟

    با تشکر.

    • تاد رابرتز می گوید:

      نظریه بازتولید مکانیک کوانتومی راه قطعی است (فقط به عنوان مکانیک Bohmian می کند). احتمال به عنوان بازتابی از جهل ما نسبت به دولت واقعی از فضای در هر لحظه دستگیر شده است. تعیین یک دولت دقیق خاص منجر به تکامل قطعی به دولت دقیق دیگر در یک زمان متفاوت است، اما در عمل ما می توانیم دولت دقیق فضای دسترسی نیست، بنابراین پیش بینی احتمالاتی از فیزیک قطعی است. (نگاه کنید به صفحات: 32، 79، 113-116، 204-214، 226-229، 243-245، 289-299، 382-391) ذرات مجازی است به طور مختصر در صفحه 362 گفته شد، تونل زنی کوانتومی پوشش داده شده است در فصل 14، ساختار فراکتال از تئوری به طور کامل در فصل 11 توضیح داد.

  27. P.Dingen می گوید:

    تاد عزیز،

    با تشکر از شما برای به اشتراک گذاری ایده های خود را با جهان ما. می تواند به شما یک لینک به من ارسال را به کتاب خود، دوست دارم به اطلاعات بیشتر در مورد نظریه خود را. پیشاپیش متشکرم!

  28. به Cosmin می گوید:

    سلام،

    من یک فیزیک پرشور و من بسیار می خواهم به دانستن بیشتر در مورد مدل خود را و آن را عواقب. آیا نسخه PDF وجود دارد از کتاب خود را هنوز موجود است؟

    متشکرم.

    • تاد رابرتز می گوید:

      من فقط آن را منتشر کرد، اما از آنجایی که شما قبل از آن پرسید، ارسال، شما یک پی دی اف اکنون 😉

      • به Cosmin می گوید:

        با تشکر از شما، من با نظرات و سوالات آمده است.

        آنچه من می توانم حال حاضر می گویند این است که نقطه بعدی من از علاقه است برای درک آنچه عواقب تحرک کوانتومی، به عنوان یک آرایش شبکه استاتیک مخالف، در حرکت ماده / انرژی است.

        اگر من به درستی از آنچه که من تا کنون را در سایت خود خوانده ام را درک کنند، (فوق العاده) سیالیت اجازه می دهد تا برای گردابه پایدار که مربوط به "مواد" ذرات. اما آنچه که من سعی کنید به درک است که تاثیر گفت تحرک کوانتوم است بر جنبش (که در ترجمه) از کسانی که "ذرات".

        حرکت می کند به گرداب مانند یک موج انتشار (در هر لحظه گرداب است تا از کوانتوم های مختلف ساخته شده)، و یا کوانتوم در واقع با توجه به بقیه "دریا" از دیگر کوانتوم را ترجمه کنید. این است که احتمالا یک سوال ساده از (فوق العاده) دینامیک سیالات، اما با این حال من سعی می کنم به درک چه عواقب ناشی از این مدل.

        با تشکر دوباره و نگه دارید تا کار خوب است. :)

        • تاد رابرتز می گوید:

          به نظر می رسد شما واقعا می خواهید لذت بردن از ابرشارگی فصل در کتاب من.
          این فقط منتشر شد، در دسترس از طریق .COM لولو در گالینگور داخلی رنگ کامل.
          پر رنگ وزیری به زودی از طریق آمازون در دسترس خواهد بود، و iBook و کتاب صوتی به دنبال خواهد داشت.

          در کوتاه مدت، گردابه مانند امواج انتشار حرکت می کند، در هر لحظه تا کوانتومی متفاوت است. با این وجود، حتی در مناطق از خلاء است که هیچ گردابه، خلاء به خودی خود دارای یک معادله پویا. این هم بسیار شبیه به مکانیک Bohmian، بنابراین شما ممکن است لذت بردن از خواندن فصل 24 در این کتاب همچنین.

    • تاد رابرتز می گوید:

      من فکر می کنم که تحقیقات برای تلفن های موبایل مناسب. آنها انکار نمی کنم که آمریکایی ها به ماه رفت، اما آنها می خواهند برخی از پاسخگویی به آنچه رخ داده به سنگ ماه. از تجربه شخصی من می توانم بگویم که دولت آمریکا می توانید این کاملا جدی را، به طوری که آنها نیز ممکن است سازگار باشد و در مورد این موضوع پاسخگویی نیز نگران کرده است.

  29. دن D می گوید:

    شده اند وجود دارد چند مقاله به تازگی در مورد یک درایو نیروی محرکه الکترومغناطیسی کار و چگونه باید آن کار نمی کند بر اساس قانون حفاظت از حرکت بوده است. در ذهن من، من فکر نظریه خود را از فضای کوانتیزه شده و من بدانم که آیا کوانتوم فضا چه چیزی است که توسط موتور رو برای به دست آوردن سرعت. آیا شما هر گونه افکار؟

    • تاد رابرتز می گوید:

      من این مقاله را خوانده ام و فکر نمی کنم که اثر را می توان به غیر از سر و صدا به طعنه است. است کار بیشتری باید انجام شود وجود دارد، اما من نگران هستم که توضیح نظری در دست تا کنون می کند وزن بسیار به آن ندارد. مهم است که به نگه داشتن ذهن باز، اما بخشی از این به این معنی خواندن مواد خودمان به جای فقط زیر اعتیاد به مواد مخدره است. هیئت منصفه هنوز است.

پاسخ دهید لغو پاسخ




اگر می خواهید یک عکس برای نشان دادن نظر خود، به یک آواتار.