فصل 2

بخش 1: فضا و زمان را دوباره بازاندیشی

"ما خیلی به جهان از حواس خود ما است که، اگر چه ما به آسانی درک و ترس از دست دادن بینایی، ما می توانیم یک عکس از یک جهان بصری فراتر از خود ما التماس نمی قفل شده است. این فروتنی است که به درک که کمال تکاملی اراده دروغ از حد حلقه است و این که جهان کاملا چیزی است که ما آن را تصور کنید به زمانی که ما آن را از طریق یک لنز از خود اهمیت انسان اندازه گیری نیست. "

تیموتی H. زرگر


"آنچه که ضروری است به چشم نامرئی است."

آنتوان دو سنتاگزوپری


آزمایشگاه خنثی شناور، مرکز ناسا جانسون فضا، هوستون، تگزاس.

من فقط اینچ بالاتر از سطح سفید خیره کننده از ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) دست خوش پیشامد میشه-شناور است. این زمین بازی درخشان را به من، اتصال به یک احساس در دوران کودکی پس از ساخت اولین قلعه من کشف - جایی که من می تواند پروژه های محرمانه من را امن نگه دارید، جایی که من می توانم بقیه جهان به عنوان یک خارجی را مشاهده کند. نگران نباشید، حال در اینجا اتساع انتهای عصب و افزایش حواس من. در پس زمینه پیچش نامرئی مقاومت وجود دارد و پوست من tingles با هم بزنید ثابت است.

همانطور که در ساختار در نگاه قبل از من غیر ممکن است که بگوید که آیا من در حال حرکت هستم و یا آن را در حال حرکت است. همه است که از حرکت بین ما وجود دارد رابطه ای است، هیچ معنای دیگری زنده می ماند. یکی دیگر از دسته زرد می آید در دسترس است. من دست من به آرامی گسترش و بر روی آن زحمت به تغییر مسیر البته من. من می توانم چرخش سیلندر مواج زیر من راست بر روی نشانه احساس می کنم. من به خودم یادآوری برای نفس کشیدن.

من ادامه هواپیمای بی موتوری پرواز به آرامی از یک دسته به بعد اگر من به عنوان بازی می شد از بند یک سمفونی فصیح. دست بر بازوی من بیش از این سطح حرکت به عنوان موسیقی در سر من ایجاد نسبت به اوج خود. اگر چه من این حرکت کشتی فضایی در زیر من تماشای، من گمان می برند که یک ناظر به من به عنوان یک اشکال کوچک محاصره شاخه ای از درخت توصیف می کنند. این است که اگر آنها خود را مجاز به مقایسه یکی از پروژه های ساخت و ساز قابل توجه ترین تاریخ به شاخه ای از یک درخت.

در وسط این بند من شنیدن صدای ترق ترقی از کنترل ماموریت بیش از تلفن استخوان من. آنها جزئیات واحد تعویض مداری (ORU) روش به عنوان متخصص ماموریت را راه خود را از تحت فشار جفتگیری آداپتور (PMA). یکی از کسانی که فضانوردان پدر شریک شیرجه من است.

پس از اتمام صدور گواهینامه از Nitrox ناسا ما، براد و من متعهد اولین ماموریت ما است. ضربان قلب من به طور مداوم بیان چگونه از یک معامله بزرگ این است به من. حتی به عرشه بالا است شدیدا محدود دسترسی داشته باشید، اما در حال حاضر، به عنوان منجر پرواز رسمی، ما به شناور با فضانوردان ایستگاه فضایی بین المللی در سراسر با یک پروژه از خود ما. احساس هیجان انگیز است.

آزمایشگاه شناوری خنثی (NBL) شامل بزرگترین استخر سرپوشیده جهان است (202 فوت طول، 101 فوت عرض و 40 فوت عمیق). این ماهواره به مرکز فضایی جانسون ناسا (JSC) در هوستون، تگزاس است. این استخر بنادر مقیاس دقیق ماکتهای از ISS، تلسکوپ فضایی هابل (HST) و شاتل فضایی حمل و خلیج، استفاده می شود که برای شبیه سازی ماموریت اوا (فعالیتهای ماشین های بیشتر و یا فضای پیاده روی).

زمانی که NBL اصل ساخته شده بود، ناسا برخی از مشکلات تهیه تخصیص آب مناسب برای آن بود. در نتیجه، آن را در زمان بیش از یک ماه برای پر کردن استخر تنها با استفاده از شلنگ باغ است. در حال حاضر کل حجم، همراه با مواد شیمیایی با دقت متعادل، فیلتر هر بیست و چهار ساعت است.

به عنوان فضانوردان ادامه براد شبیه سازی خود و وظیفه ما آغاز خواهد شد. "cowboying اطراف ما - که آنچه در آن است در زمانی که یک EVA بدون افسار انجام - فقط تلاش برای تحقق یک رویای دوران کودکی است. ما در حال عکاسی چند تا از اجزای خارجی ISS و مشخصات کلی آن برای فروشگاه ما آهنگسازی. ایستگاه فضایی بین المللی است که روزانه به پیکربندی مجدد به تکرار مرحله ساخت و ساز است که هر خدمه شبیه سازی در فضای روبرو می شوند. عکس از مراحل میانی خواهد بود یک مرجع مفید است. داوطلب برای این کار به ما بهانه خوبی برای هر روز به استخر است.

من حامل یک دوربین دیجیتال در زیر آب بزرگ و گرفتن عکسها از این کرگدن الهام بخش آن را به عنوان شناور در زیر / بالا به من. هنگامی که کارت حافظه است که تقریبا اشباع من دوربین را به براد دست و شروع به اکتشاف. آن طول می کشد تخیل جای تعجب کمی به تظاهر که من در واقع در فضای هستم. همه چیز بی طرفانه شناور - فقط شناور در مورد. محموله خلیج شاتل فضایی قابل مشاهده است در فاصله، و هنگامی که گفتگو با بس کنترل ماموریت، یک سکوت وهم آور مرا احاطه کرده. رنگ های مختلف بیش از حد - نه کاملا مانند آنها را در فضا باشد، اما به اندازه کافی متفاوت به جرقه احساس نا آشنا. این یک احساس است که بیش از بدن من هرچه و عبور از طریق من است.

همانطور که من یاد رویاهای من از بودن در فضا و با میل به کشف چه می شود اگر احساس می کند مانند به شناور کردن به آسمان بدون امکان بازیابی غلبه بر است. آگاهی از این که من پوشیدن افسار نیست (و اجازه می دهد خودم را به باور کنم که در فضا به جای یک استخر هستم)، من گرفتن یکی دیگر از بیرون زده دسته زرد و سرعت بخشیدن به سمت لبه آزمایشگاهی استوانه ای. من از حرکت ساختار عظیم در زیر من را ببینید. رسیدگی به مسئولیت رسیدگی به من بکشید و فشار. پس از آن، به عنوان من راه اندازی کردن لبه ساختار، من به نوبه خود و تماشای پایگاه رانش بیشتر و بیشتر دور.

این زمانی است که آن را به من اصابت کرد. این زمانی است که من واقعا نمیفهمد چه به این معنی است که می گویند که سرعت کاملا رابطه ای است. من به تجربه آنچه در آن است مثل دست خوش پیشامد میشه دور از ISS به پایان محتوم من بود، اما به جای من شاهد ISS دست خوش پیشامد میشه دور از من انتظار داشتند. این تا حدودی تعجب آور بود. برای برخی از دلیل، هر بار که من تصور می کردم چه این تجربه را می خواهم من آن را از قاب مرجع از ISS را تجسم کرده است. در حال حاضر من دیدن آن از طریق چشم خود من - از چارچوب مرجع خود من است. که یک فریم سرعت مرجع ثابت است فقط به عنوان معتبر دیگر - تجربه عمیقا شهود من در اصل بنیادی در فیزیک است که به ما می گوید که همه چارچوبهای لخت در جایگاه برابر هستند ریشه دارد.

گالیله متصل به این اصل در داخل کابین از یک کشتی. [1] انیشتین با استفاده از ایستگاه قطار در برن، سوئیس مربوط به اتصال خود را به آن. من از دیدگاه های خود را به دست بود و به طور کامل اصل چارچوبهای لخت به عنوان یک حقیقت اساسی را پذیرفته است. اما تا زمانی که من در واقع دیدم رانش ISS فراتر از دسترس من، شهود من آن را جذب نمی بود. من پیشرو که با این حق آمد درک نکرده بود. من با رمز و راز که این اموال ساده از فضا-زمان را احاطه کرده بود کشتی است. از من خواسته بود، هرگز به همین دلیل آن این است که همه چارچوبهای لخت برابر است. این سوال ساده معلوم می شود بسیار عمیق.

بزرگترین اسرار قلمرو فیزیکی اما پژواک از جهل ما نسبت به ماهیت واقعی از فضا و زمان هستند. اگرچه همه آنها از تجارب ما زمینه و به شکل بسیار متریک از طبیعت، فضا و زمان طوری مخفی است که ما آنها را قطعی تعریف نشده باقی مانده است. این زمان برای ما به زیر این درک مبهم است. این زمان برای ما به تاج جستجوی ما برای وضوح هستی شناختی، برای باز کردن درب از جهان شگرف به ما در دسترس با قدرت تخیل علمی، و برای کسب کنید تا ببینید چه به چشم نامرئی است. به منظور انجام این کار ما باید در هسته از جهل ما است. ما باید ریشه سردرگمی ما را به رسمیت و مبارزه با سوال که منعکس کننده ریشه.

این زمان برای ما به تاج جستجوی ما برای یک ذات عمیق تر، به باز کردن درب از جهان شگفت انگیز است که به ما قابل دسترسی با قدرت تخیل علمی، به یادگیری برای دیدن آنچه که به چشم نامرئی است. به منظور انجام این کار ما باید در هسته بسیار جهل ما است. ما باید ریشه سردرگمی ما را به رسمیت و مبارزه با سوال که منعکس کننده ریشه.

این است چیزی که آسان نیست. در واقع، آن را بسیار دشوار است. فیزیکدان درخشان کیپ ثورن یک مثال عالی است که برجسته چرا از آن بسیار برای ما دشوار استفاده می شود. او اشاره می کند که هندریک لورنتس و آنری پوانکاره هر دو تولید بینش ارزشمندی است که می تواند آنها را به کشف چشم انداز جدید انیشتین به راحتی داشته باشد، اما هیچ یک از آنها را در زمان که مرحله نهایی است. واسه چی؟ پاسخ، با توجه به تورن، این است که هر دو مردان "نسبت به تجدید نظر همان مفاهیم ما از فضا و زمان به عنوان اینشتین کورمال کورمال بودند، اما آنها از طریق مه از تصورات غلط آنها را توسط فیزیک نیوتنی تحمیل کورمال کورمال شد." (تورن 1979)

انیشتین در مقابل قادر به انداختن تصورات غلط نیوتنی بود. تمایل خود را به شروع تحقیقات خود، از ابتدا، یا نه آن را به معنای از بین بردن پایه های فیزیک نیوتنی، "او را به رهبری، با وضوح فکر که دیگران نمی تواند مطابقت، به شرح و توصیف خود را از زمان و مکان." [2]

درس این است که اگر ما در مورد سوال چیز جدی هستند، ما نیاز به سوال حتی پی ساختاری که در زیر فرضیات ما نهفته است. ما باید به بازسازی کل متریک واقعیت فیزیکی - باید تحقیقات ما آن نیاز دارد. تنها پس از آن می تواند ما را به اعماق جهل ما برسد. فقط از این دولت از ذهن می تواند ما واقعا در مطبوعات با سفر ما.

در این راستا، اجازه دهید سوال اساسی ترین ما می توانید بپرسید - سوال در مورد متریک فضازمان. فضای چیست؟ ساعت چنده؟ این پرسش به نظر می رسد به طور کامل جنینی، و به نظر می رسد که پاسخ باید به راحتی در آشکار باشد، اما آنها نیست. راه حل های فرضی به این پرسش ها آمده اند به نمایندگی از محور قلمرو هنوز هم فراتر از تجربه و تصور ما است. به پرده که قلمرو، ما نیاز به وارد بحث بر سر ماهیت زمان و مکان.

که آنها اشخاص فیزیکی هستند - نیوتن، که یکی از کاپیتان با نفوذ ترین در این تلاش بود، تحت هدایت که فضا و زمان واقعی به رهبری سفر ما. اما پس از نیوتن بازنشسته فرمان او، ماخ البته ما با اصرار که فضا و زمان هستند اشخاص فیزیکی واقعی نیست و در همه معکوس شود. پس از آن، اینشتین ما را به عنوان کاملا جدید با تعریف جدیدی ما از فضا و زمان به معنی هدایت می شوید. تحت این مسیر جدید ما آب که قبلا هرگز ترسیم شده است وارد شده است. در حالی که، رویای کشف یک نقشه غنی تر بادبان ما پر شده است. اما این خوش بینی را برای مدت طولانی دوام ندارد. پس از چند سال کوتاه انیشتین با اکراه به هوی و هوس استبدادی از مکانیک کوانتومی واگذار فرمان او. از آن نقطه به ما به صورت تصادفی تغییر شده است البته، nauseously مثل نور سوسو از یک عنوان به بعد با هر لحظه جدید است.

باد هنوز ضربات اما حرکت ما به ندرت آن را تصرف. آن را تبدیل به طور فزاینده آشکار است که ما در وسط یک اقیانوس گیج از دست داده و نخ ریسی در مورد یک لنگر سنگین است.

برای رسیدن به هدف مورد نظر ما، ما نیاز به بلند که لنگر، برقراری مجدد یک عنوان برای تلاش فکری ما، و به استفاده از بادبان کامل خود را به ایالات متحده نسبت به یک قسمت جدید رهنمون می شود. به منظور انجام این کار، ما نیاز به کشف کردن که در آن ما هستند و ما چطور به اینجا رسیدیم. ما نیاز به ردیابی از ایده هایی که ما را به این نقطه هدایت کرده اند، و سپس ما نیاز به پیدا کردن آنچه که مفروضات آن ایده ها بر اساس. بعد از ما انجام داده اند این، ما خودمان را با نقد و نقشه که می افتد خارج از آن مفروضات مربوط خواهد شد. آن را توسط این فرایند است که ما خواهد آموخت که چگونه به انتخاب یک مسیر جدید، تر و تمیز بادبان فکری ما، و پس گرفتن باد است. در اینجا ما به.



صفحه ها: 1 2 3